درمان هیجان مدار [1](EFT) نوعی درمان کوتاه مدت مبتنی بر شواهد تجربی است که برای بهبود دلبستگی و پیوند عاطفی در روابط بزرگسالان مورد استفاده قرار میگیرد. سو جانسون[2] و لس گرینبرگ[3] EFT را در دهه 1980 توسعه دادند. ریشههای درمان هیجان مدار در نظریه دلبستگی، نظریات انسان گرایانه و نظریه سیستمی نهفته است.
EFT برای زوج ها و خانواده هم تدوین شده است که به ترتیب با نامهای زوج درمانی هیجان مدار[4] و خانواده درمانی هیجان مدار[5] شناخته میشوند. این درمان می تواند به افراد کمک کند تا پیوندهای عاطفی ایمنتری ایجاد کنند در نتیجه روابط قویتری شکل گرفته و ارتباطات عاطفی را بهبود دهند.
در این مقاله به نحوه عملکرد درمان متمرکز بر هیجان می پردازیم و نمونه هایی از نحوه استفاده از آن را بررسی میکنیم.
تکنیکهای درمان هیجان مدار
فرآیند تغییر از طریق EFT دارای ۹ گام در ۳ مرحله است. در هر مرحله، چهارچوب درمانی، درمانگر را راهنمایی میکند تا پیشرفت را هنگام کار با مراجعین پیگیری کند.
مرحله اول: تنش زدایی یا توقف چرخه معیوب
اولین مرحله EFT به شناسایی الگوهای تعامل منفی که به تعارض میانجامند کمک میکند، شناسایی احساسات منفی مرتبط با دلبستگی، و قالببندی مجدد آن احساسات نیز در این مرحله مورد نظر است. این فرآیند به زوجها کمک میکند تا ببینند که ناامنیها و ترسهایشان چگونه بر روابطشان تأثیر میگذارد.
مثلا زوجی رفتارهای نامطلوب خود (به عنوان نمونه، قهر کردن یا پرخاشگری) را به عنوان “اعتراض نسبت به قطع ارتباط” شناسایی میکنند، سپس یاد میگیرند که از نظر عاطفی در دسترس، همدل و همراه باشند، آنگاه پیوند دلبستگی را تقویت کرده و فضا/ مکانی امن میان خود ایجاد کنند. این مرحله شامل چهار گام زیر است.
- گام اول: شناسایی مسائل کلیدی تعارض آمیز
- گام دوم:شناسایی الگوهای منفی تعامل
- گام سوم: شناسایی هیجانات منفی مرتبط با دلبستگی و نقش آنها در شکل گیری الگوهای تعاملی مشکل ساز
- گام چهارم: قاب بندی مجدد الگوهای منفی تعامل، هیجانات و نیازهای دلبستگی هر فرد با هدف کاهش تنش و ایجاد بینش در شناسایی الگوهای پیشین ایجاد کننده فاصله عاطفی
مرحله دوم: تغییر ساختار و الگوهای تعاملی
در این مرحله، هر یک از طرفین یاد میگیرد که احساسات خود را به اشتراک بگذارد و پذیرش و شفقت متقابل نشان دهد. این فرآیند سعی در کاهش تعارض و ایجاد پیوند عاطفی ایمن تر دارد .
زوجها یاد میگیرند که احساسات عمیق و نهفتهای را از محل آسیبپذیریهای خود ابراز کنند و از همسرشان جهت برآورده شدن این نیازها به شکلی سالم کمک بجویند. این همیاری دو سویه به زوج کمک می کند تا بیشتر به نیازهای یکدیگر پاسخ دهند و در نتیجه دلبستگی ایمنتری را در تجربه کنند و در رابطه صمیمیت بیشتری را احساس کنند. این مرحله شامل گامهای زیر است.
- گام پنجم: یادگیری بیان نیازهای مرتبط یا دلبستگی و احساسات عمیق و اولیه مرتبط با این نیازها
- گام ششم: زوج یاد میگیرند که نیازهای حوزه دلبستگی و احساسات عمیق همسرشان را با پذیرش و شفقت دنبال کنند و او را با ایجاد دلگرمی در راستای بیان هر چه بهتر آنها هدایت کنند.
- گام هفتم: زوجین جهت بیان نیازهای مرتبط با دلبستگی و احساسات خود راهنمایی میشوند و در عین حال نحوه گفتگو و حل تعارض را نیز میآموزند.
مرحله سوم: تحکیم
در آخرین مرحله، زوج درمانگر به خانواده کمک میکند تا روی استراتژیهای ارتباطی جدید و تمرین مهارتها هنگام تعامل با یکدیگر کار کنند. این فرآیند میتواند کمک کند تا دریابند چگونه توانستهاند تغییر کنند و چگونه الگوهای جدید تعاملی جدید از تعارض جلوگیری میکنند.
توالی های جدیدی از تعاملات ارتباطی رخ میدهد و جایگزین الگوهای قدیمی و منفی مانند «گریزان-تعقیب کننده» یا «سلطه جو-سلطه پذیر» میشود. سپس این چرخه های جدید و مثبت خود را تقویت میکنند و تغییرات پایدار ایجاد میشود و رابطه به یک پناهگاه و محیط شفابخش برای هر دو شریک زندگی تبدیل میشود.
دو گام آخر درمان در این مرحله عبارتند از:
- گام هشتم: رواندرمانگر، زوجین را در استفاده از سبکهای جدید ارتباطی برای گفتگو درباره مشکلات قدیمی و ارائه راهحلهای جدید راهنمایی میکند.
- گام نهم: زوجین روش استفاده از مهارتهایی را که طی جلسات درمانی آموختهاند، به شکل پایداری به خارج از جلسات درمان تعمیم میدهند و قادر خواهند بود که الگوهای جدید تعامل را به بخش جداییناپذیر از زندگی خود تبدیل كنند.
EFCT برای چه کسانی مناسب است؟
EFCT میتواند برای زوجهایی که با تعارض، پریشانی و ارتباطات ضعیف دست و پنجه نرم می کنند، مفید باشد. در شرایطی که هنوز میل و انگیزه کافی برای بهبود رابطه وجود دارد و به عبارتی بندهای عاطفی رابطه هنوز گسیخته نشده است. در حال حاضر شواهد کافی درباره اثربخشی کافی EFCT در مورد زوج هایی که در آستانه جدایی قرار دارند و یا خشونت شدید فعالی در رابطه آنها دیده میشود وجود ندارد.
به جز موارد خوش خیم که در آن زوجین برای پیشگیری از مشکلات یا تحکیم هر چه بیشتر رابطه از درمان سود میجویند، زوجینی که با یکی از موارد زیر مواجه شدهاند نیز میتوانند از این درمان بهره بگیرند:
اعتیاد
افسردگی
بیماری مزمن
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
EFT همچنین میتواند یک رویکرد قدرتمند برای زوجهایی باشد که در گذشته یا زمان حال با خیانت و تروما مواجه شدهاند.
دلبستگی و مغز
علوم اعصاب بر هسته نظریه دلبستگی و درمان EFT صحه میگذارد. چه بسا دلبستگی ما به دیگران (افراد مهم زندگی) قوی است و مغز ما نشانه های آن را به عنوان “ایمنی” رمزگذاری میکند. مطالعات MRI روی مغز اهمیت دلبستگی ایمن را نشان داده است. [1]
اشکال مختلف EFT میتواند در درمان فردی و خانواده درمانی نیز مفید باشد. این درمان برای یک فرد مجرد، میتواند برای رسیدگی به چالشهای مربوط به احساسات و هیجانها و حل آنها مورد استفاده قرار گیرد. همچنین به اعضای خانواده کمک کند تا پیوندهای عاطفی امن تری ایجاد کنند.
نمونه هایی از درمان متمرکز بر هیجان
در اینجا چند نمونه از نحوه استفاده از EFT آورده شده است:
- فردی به درمان می رود تا دریابد که چگونه رها شدن توسط والدین در کودکی ممکن است بر روابط او در بزرگسالی تأثیر بگذارد. درمانگر به وی کمک می کند تا دریابد چگونه آسیب در ارتباط با مراقبان اولیه او بر توانایی وی در ایجاد روابط با دیگران در حال حاضر تأثیر گذاشته است و چرا الگوهای تکرار شوندهای از روابط ناکارآمد در تاریخچه زندگی عاطفی او وجود دارد. در طی درمان، او با سبک دلبستگی غالب خود آشنا میشوند و روی ایجاد پیوندهای سالم تر با دیگران کار میکند.
- زوجی که مدام در حال دعوا هستند راه حل را در مراجعه به زوج درمانگر مییابند زیرا به نظر میرسد بحثهای تند آنها هر روز بدتر میشود و هر دو از پیدا نکردن راه حل موثر خسته هستند. زوج درمانگر هیجان مدار به آنها کمک میکند تا بیاموزند محرکهای اختلافات و احساسات زیربنایی که آنها را فعال میکند، شناسایی کنند. آنها همچنین با همکاری یکدیگر راه هایی برای برقراری ارتباط محترمانه و موثر بدون اجازه دادن به فعال شدن موقعیتهای آسیب زا پیدا کنند.
- جوانی که در اولین رابطه جدی خود قرار دارد با مشکل در ایجاد صمیمیت دست و پنجه نرم میکند. او در درمان، متوجه میشود که پویایی خانوادهای که در آن بزرگ شده است به نوعی با «پنهان کردن احساسات» مرتبط است و بیان احساسات و نیازهای عاطفی بهعنوان یک آسیبپذیری و از موضع ضعف تلقی میشود، نه یک عامل پیوند جویانه. او در درمان، یاد میگیرند که چگونه با شریک زندگی خود گشوده و “واقعی” باشند و چرا این عامل باعث تقویت پیوند آنها و تحکیم صمیمیت احترام آمیز و رضایت بخش میشود.
مقالات مرتبط
وقتی آسیب های رابطه عاطفی گذشته به زندگی عاشقانه فعلی آسیب میرساند.
تروما در کودکی چگونه به عشق مرضی در بزرگسالی میانجامد؟
۱۰ علامت برای شروع زوج درمانی
زوج درمان هیجان مدار چقدر موثر است؟
یکی از نقاط قوت EFT این است که تحقیقات گستردهای در مورد آن انجام شده است. برخی از متخصصان ادعا میکنند که EFT یکی از بهترین (اگر نه بهترین) روشهای مبتنی بر شواهد علمی در زوج درمانی است. [2]
این رویکرد مشارکتی است و به مراجعان احترام میگذارد. بر این اساس به جای سرزنش افراد برای ایجاد مشکلات، الگوهای منفی تعاملی که زمینه ساز فعال شدن چرخه های آسیب است را شناسایی و غیر فعال میکند.
EFCT میتواند راهی موثر برای زوج ها جهت ایجاد پیوندهای قوی تر و روابط بهتر باشد. تحقیقات نشان داده است که EFCT می تواند تعاملات بین زوجین را بهبود بخشد و میزان استرسی که در روابط خود تجربه میکنند را کاهش دهد. [3]
یک بررسی سیستماتیک در سال 2019 نشان داد که EFT درمانی موثر برای بهبود رضایت زناشویی است. بهبودی که ماندگار است و شواهد کمی از بازگشت دوباره به پریشانی پس از آن وجود دارد. [4]
میخواهم درمان را شروع کنم. چه چیزی در انتظار من است؟
قبل از شروع درمان EFCT موارد مهمی وجود دارد که باید در نظر بگیرید. از آنجایی که این روش شامل بررسی احساسات و الگوهای منفی ارتباطی است که به تعارضات در روابط کمک میکند، مواجهه با آنها می تواند چالش برانگیز باشد و خود فرآیند درمانی ممکن است به احساسات سخت یا شدیدی در جلسات درمان منجر شود.
برای مثال، برای فردی که دلبستگی ناایمن دارد، هرگونه دوری یا جدایی در روابط نزدیک به عنوان “خطر“ تعبیر میشود. از آنجا که از دست دادن ارتباط با یکی از عزیزان احساس امنیت او را تهدید میکند، ممکن است به حالت خود حفاظت گرایانه برود و به کارهایی که برای “بقا” یا کنار آمدن در کودکی انجام داده است متوصل شوند. این واپس روی هیجانی هنگامی که آسیبهای وی به عنوان بزرگسال در روابط عاشقانه تحریک میشوند رخ میدهد. الگوهای ناکارآمدی را که در سال های شکلگیری دلبستگی ایجاد شدهاند تکرار شده و درمانجو رنج میکشد.
چالش بعدی در تعیین میزان اثربخشی درمان، این است که برای موثر واقع شدن هر چه بیشتر (در شکل زوج درمانی یا خانواده درمانی )، همه افراد مورد نیاز باید در آن شرکت کنند. این بدان معناست که همه اعضای یک خانواده یا هر دو نفر یک زوج باید آماده و مایل به مشارکت در درمان باشند. در هر صورت باید انتظارت و نتایج درمانی را با معیار حقیقی مشارکت و همکاری درمانجویان سنجید.
در طول هر جلسه EFCT، درمانگر پویایی بین یک زوج را مشاهده میکند و به عنوان یک همیار عمل میکند. او در حالی که زوجین راه های جدید تعامل را امتحان میکنند، مربی و هدایتگر است.
بر خلاف انواع دیگری از درمان که در آن درمانگر منفعلانه گوش میدهد، درمانگران EFCT نقش فعالی در هدایت گفتگو دارند. همچنین این رویکرد درمانی به پرداختن به احساسات و تعاملات درون جلسه به جای مواردی مانند کاربرگ ها و تکالیف تمرکز دارد.
درمانگران در این رویکرد همدل هستند و به زوج ها کمک می کنند تا به احساسات خود اعتبار بخشی کنند. آنها به زوجها و افراد کمک میکنند رفتارها و الگوهایی را که ممکن است حتی از آنها آگاه نباشند، بشناسند و ببینند که چگونه این اقدامات به تعارض در رابطه آنها میانجامد.
[1] Emotionally focused therapy
[2] Sue Johnson
[3] Les Greenberg
[4] Emotionally focused Couple therapy
[5] Emotionally focused Family therapy

