انتخاب مشاوره خانواده یک انتخاب سخت و مهم است که شامل پذیرش این مسئله است که زندگی شما بی نقص نیست. اگر شما به طور خاص با آنچه که در زوج درمانی اتفاق میافتد آشنا نباشید میتواند مرموز و گیج کننده هم باشد، به جز آن شما باید تلاش قابل توجهی انجام دهید، درمانگر مناسبی پیدا کنید، جنبههای مالی را برآورد کنید و برای انجام آن زمان بندی مناسب داشته داشته باشید. برای کمک به شناسایی این فرآیند، در اینجا ۱۰ مسئله رایج، که نشان می دهد زن و شوهر به طور بالقوه می توانند از زوج درمانی بهرهمند شوند را ذکر میکنیم.
۱. اعتماد خدشه دار شده است.
یکی از دلایل رایج جستجوی زوج درمانی، نیاز به کمک برای غلبه بر نقص عمده در اعتماد است که شاید در قالب بی وفایی جنسی یا عاطفی و یا یک فریبکاری در مورد مسائل مالی باشد. در هر صورت بازسازی اعتماد اغلب میتوان با ایجاد یک پیوند درمانی که در آن هر دو طرف به راحتی قادر به بیان آسیب پذیری خود هستند،بازسازی خانواده را تسهیل کرد.
۲. بحث و جدال مکرر و فرسایشی
آیا متوجه شدهاید که جریان زندگی روزمره شما تغییر کرده و بیشتر درگیر جدال هستید؟ شاید این ها بحث های کوچکی یا انفجاری عظیم از هیجان و احساسات باشند که به داستانی طولانی تبدیل شده است. اما در هر صورت الگویی افزایشی و با اهمیت دارد. شاید این مسئله یک نوسان گذرا و آشکار به دلیل یک مشکل شخصی باشد، اما همچنین می تواند یک مسیر خطرناک را به سوی جدال مداوم نشان دهد. مهمتر از همه، جدال ها می تواند مشکلات مهم زیر سطحی را نشان دهد که واقعا با آن مواجه نشدهاید.
۳. ارتباط ضعیف است
ممکن است مناقشه ای آشکار در جریان نباشد، اما شما به طور مداوم احساس بد بودن یا نادیده گرفته شدن میکنید یا شاید احساس میکنید حتی یک ایده روشن از چیزی که با همسرتان از لحاظ عاطفی تجربه میکنید نداریدو او ممکن است کاملا یک غریبه به نظر برسد. اغلب یکی از نتایج قابل ملاحظهی زوج درمان، افزایش و بهبود قابل توجه در کیفیت رابطه است. یک مشاور ماهر می تواند شما را به ابزارهایی مجهز کند که کمک میکنند تا به صورت روزانه با هم ارتباط برقرار کنید، بشنوید، و یکدیگر را بهتر درک کنید.
۴. احساس میکنید قطعا چیزی اشتباه است، اما مطمئن نیستید که چیست و چرا به وجود آمده است
درست همانند درمان فردی، گاهی اوقات زوج درمانی نه تنها برای حل مشکلات، بلکه برای شناسایی آنها هم مفید است. بگذارید بگوییم چیزی در پویایی ازدواج شما تغییر کرده است، اما شما واقعا نمی توانید آن را توصیف کنید. یا شاید با شریک زندگی خود احساس راحتی نمی کنید و یا خود را در معرض رنجی مزمن میبینید، اما مطمئن نیستید که چرا به اینجا رسیدهاید. این ها اغلب نشانه های اولیه تعاملات ناسالم یا ناکارآمد هستند. نه به این معنا که یک نفر مقصر است، در عوض می توان از خود رابطه به عنوان یک تنظیم کننده استفاده کرد و اتاق درمانگر اغلب مکانی بسیار مفید برای شروع این روند است.
۴. چیزی هست که میخواهید همسرتان بدانید، اما قادر به گفتن آن نیستید.
گاهی اوقات زیبایی درمان با خود اتاق درمان شروع می شود; این مکان میتواند محیطی امن و حمایتی برای شما باشد تا مواردی را که در شرایط دیگر به دشواری درباره آنها صحبت کنید بیان کنید.یک درمانگر آموزش دیده با پذیرش بی قید و شرط خود اغلب می تواند به شما در پذیرش و غلبه بر ترسی که برای به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات خود با همسرتان کمک کند.
۶. یکی یا هر دو شما در طول درگیری های زناشویی، فرسوده شده است.
ما از تحقیق جان گاتمن می دانیم که چگونه روشی که زن و شوهر برای مدیریت مشکلاتشان استفاده میکنند یکی از بهترین پیش بینی کنندههای مسیر ازدواج است. شاید شما و یا همسرتان سکوت می کنید، همه چیز را به هم میریزید، کینهتوزی میکنید و یا منفعل- پرخاشگر میشوید. متأسفانه راه های ناکارآمد برای مقابله با بحران کم نیستند – که باعث میشود مشکل اصلی خیلی بدتر شود و باید ایجاد احساس ناتوانی و فرسودگی شما شود بنابراین باید هر چه زودتر روشهای کارآمد مقابله را جایگزین کنید.
۷. چیزی ویرانگر برایتان رخ داده که در حال تغییر نحوه ارتباط شما با همسرتان است.
گاهی اوقات فقط زخم ها نیستند که در زندگی آسیبرسان هستند، بلکه تأثیر آنها بر روی ازدواج و خانواده هم آسیبرسان است. به عنوان مثال، بسیاری از زوج ها پس از بیماری جدی فرزند هر کدام به راه جداگانهای میروند.در موارد دیگر، بیکاری دراز مدت، بحران سلامتی، یا آشفتگی در یکی از خانواده های پدری زن و شوهر عامل مسئله است. شما ممکن است به زوج درمانی به عنوان یک گزینه در این شرایط فکر نکنید؛ در هر صورت شما به اندازه کافی نگران هستید، اما حفظ پیوند مستحکم رابطه می تواند شما را متحد کند و به شما قدرت بیشتری بدهد تا خودتان را در این طوفان حفظ کنید.
۸. احساس میکنید در الگوهای تکرار شونده آسیبرسان گرفتار شدهاید.
هیچ محدودیتی برای تعداد الگوهایی که زوجین در زندگی روزمره، از نحوه و زمان خوردن و خوابیدن گرفته ، تا اینکه چه مقدار وقت جدا یا با هم صرف میکنند ، چه کسی مسئولیت های مختلف خانوادگی را انجام میدهد و یا اینکه چگونه با خانواده های یکدیگر تعامل میکنند وجود ندارد.
شاید یک الگوی ناکارآمد و ناراحت کننده به همان اندازه ساده باشد که یکی از زوجین همیشه از دیگری به عنوان شنونده شکایات محیط کاری خود استفاده می کند، اما هرگز حاضر نیست بدون از دست دادن علاقه، رفتار متقابلی انجام دهد. یا شاید مشکل عمیقتر باشد، مانند تقسیم کارهای خانگی به طور ناعادلانه تقسیم شده است. هرچه الگویی برای زمان طولانیتری برقرار باشد، انرژی و زمان بیشتری برای تغییر آن لازم است پس بهتر است زودتر شروع کنید.
۹. صمیمیت از بین رفته و یا عمیقاً رو به کاهش است.
این که میگویند زن و شوهر پس از گذراندن یک دهه یا بیشتر رفته رفته به دو هم خانه تبدیل میشوند یک کلیشه است. گاهی اوقات این فقط کار سخت، مشکلات و مسائل روزمره است که توانایی برقراری ارتباط را خدشه دار کرده است و به سادگی باید اولویت بندی مجددی در این زمینه صورت بگیرد. اما گاهی میتوان آن را عمیقتر و نشان دهنده زوجی دانست که بی سر و صدا از هم جدا شدهاند و در حال قدم نهادن در راهی ناسازگار برای یک دوره طولانی هستند و حتی نیازهای خود را در جایی دیگر جستجو می کنند. در هر صورت حفظ صمیمت در زندگی زناشویی مسئله مهمی است که باید به آن رسیدگی کنید.
۱۰. میل جنسی دچار مشکل شده است.
مسائل جنسی میتواند هم علت و هم معلول مشکلات در رابطه باشد، و این بدان معنی است که اغلب مشکلات جنسی اغلب در خط مقدم شکایات روزمره زن و شوهر قرار دارند. گاهی اوقات تغییر آشکار و ناامید کنندهای وجود دارد بطوری که زن و شوهر از رابطه نزدیک جسمانی مکرر در ابتدای رابطه، تقریبا به صفر رسیده اند. در موارد دیگر، توقف تدریجی در تلاش برای دریافت و رساندن احساس رضایت در طرفین وجود دارد.
گاهی اوقات منازعات آشکار است، یکی از زن و شوهر (یا هر دو) ابراز ناامیدی میکنند، یک نفر دائما طرد می شود و یا ارتباط جنسی به عنوان ابزار چانه زنی مورد استفاده قرار می گیرد. در هر صورت، یک مشاور ماهر می تواند به شما کمک کند این مسائل را حل کنید.

