چه چیزی برای شما خنده دار است و چه نوع طنزی برای شما جذاب است؟ تحقیقاتی که بر روی سبک های مختلف شوخ طبعی متمرکز شده است چهار نوع آن را متمایز میکند.
۱. شوخ طبعی پیوند جویانه. این نوع از شوخی شامل مزاح در مورد چیزهایی است که ممکن است برای همه خنده دار باشد. هدف استفاده از طنز برای گرد هم آوردن افراد برای یافتن شادی در زندگی روزمره است. انواع جوکهایی بر وقایع زندگی روزمره تمرکز میکند و هدف آن ایجاد حس دوستی، شادی و کاهش تنش است در این دسته جای میگیرند.
۲. طنز تهاجمی و پرخاشگرانه. این نوع از شوخی شامل طعنه، تحقیر، ریشخند یا توهین به افراد است. زمانی که هدف از طنز تهدید یا آسیب روانی دیگران باشد، شاهد نوعی شوخ طبعی هستیم که نوعی از قلدرمآبی در آن دیده میشود. در حالی که برخی از مخاطبان این نوع طنز، آن را خنده دار میدانند، برخی دیگر ممکن است برای پوشاندن احساس ناراحتی و آسیب پذیری خود به آنها بخندند.
۳. طنز خودارزنده ساز. در این نوع از طنز فرد سعی میکند به ناملایمات، تناقضات و تنشهای زندگی خود بخندید، مثلاً وقتی اتفاق بدی برایتان افتاده است درباره آن شوخی میکنید. این نوع از طنز بیشتر درباره موقعیت های روزمره است و با ناملایمت با تراژدیهای زندگی سر و کار دارد بنابراین بیشتر از همه انواع دیگر کارکرد درون روانی داشته و به عنوان یک مکانیزم دفاعی سالم به کار گرفته میشود.
۴.شوخ طبعی خود تحقیرگرانه. هدف قرار دادن عیوب و کاستیها یا اشتباهات خود یا همان طنز «منِ بیچاره» شاخص شناسایی این نوع از طنز است. از نظر روانشناختی، این نوع از شوخ طبعی بر خلاف طنز خودارزنده ساز میتواند یک شکل ناسالم از فرایند دفاعی باشد و گاهی اوقات توسط افراد تهاجمی برای جلوگیری از حملات استفاده مورد استفاده قرار میگیرد تا قبل از اینکه دیگران آنها را تحت فشار بگذارند، خودشان مسائل را به شوخی تبدیل کنند. همچنین رد پای عزت نفس پایین، انکار نیاز به رویارویی جدی با مشکل و نیازهای هیجانی سرکوب شده در این نوع از شوخ طبعی دیده میشود.
مقاله مرتبط: چه چیزی پشت رفتارهای خودتخریبگر پنهان شده است؟
با این تقسیم بندی میتوان گفت شوخ طبعی نوعی شمشیر دو لبه است که جنبههای مثبت و منفی خاص خود را دارد. روشن است که سبکهای خودارزنده ساز و پیوندجویانه به خوبی میتواند با بهزیستی رواشناختی افراد در ارتباط باشد. اما ۲ نوع دیگر چه؟
بیایید در قالب این تقسیم بندی چهارگانه نگاهی به ارتباط مشکلات مختلف روانشناختی و سبک شوخ طبعی افراد بیندازیم.
شوخ طبعی و سهگانه تاریک شخصیت
یک مطالعه جدید که در Personality and Individual Differences منتشر شده است، توضیح میدهد که چگونه افراد مختلف با ویژگیهای تاریک شخصیت (خودشیفتگی، ماکیاولیسم و روان آزارگری ) به سمت سبکهای مختلف شوخ طبعی گرایش پیدا میکنند . این مقاله نشان می دهد که سبک مورد علاقه این افراد در شوخ طبعی به آنها کمک میکند تا مطابق انگیزههای خاصی گام بر دارند که ممکن است همیشه متناسب یا مطلوب اجتماع نباشد.
آلبرتو دیونیگی[1] روانشناس، نویسنده اصلی مقاله در جایی از فئودور داستایوفسکی[2] نقل میکند که گفته است «از خنده می توان مرد را شناخت». “این جمله قصار نشان میدهد که چگونه شناخت سبک به کارگیری طنز میتواند برای درک ساختار روانی فرد بنیادین باشد.”
به گفته دیونیگی، شوخ طبعی سازه ای پیچیده و چند بعدی است که چندین جنبه مانند عادات رفتاری، توانایی ها، شایستگی ها، ویژگی های شخصیتی، راهبردهای مقابله ای و نقاط قوت شخصیت را ترکیب می کند.
دیونیگی و تیمش مطالعه خود را بر اساس دو پرسشنامه انجام دادند: یکی از آنها ویژگیهای دموگرافیک و شخصیت شرکت کنندگان را بررسی کرده و دیگری هشت دسته شوخ طبعی را ارزیابی میکند که برحسب موارد تعریف شده پیشین در این نوشته میتوان در ۲ طبقه بندی کلی جای داد:
اولی سبک های مثبت طنز که عملاً شامل طنز پیوندجویانه و خودارزنده ساز میشود. اینها سبک های مثبت شوخ طبعی هستند که با رفتارهای خوش خیم، شناخت ها و اهداف جمع گرایانه مرتبط هستند.
و دومی سبک های منفی طنز، مانند کنایه، تمسخر و ریشخند و استهزا که به طور کلی با رضایت خاطر خود فرد و روابط ضعیف و ناسالم مرتبط هستند. این دسته را میتوان در سبکهای پرخاشگرانه و خودتحقیرگرانه جای داد.
و در نتیجه این مطالعه نشان داد که:
ماکیاولیسم بهترین پیشبینی کننده استفاده از کنایه بود و با دیگر سبک های طنز ارتباطی نداشت.
خودشیفتگی به طور قابل توجهی با سبک های ملایمتر شوخ طبعی مانند بذلهگویی ارتباط دارد.
روان آزارگری قویترین همبستگی مثبت را با سبکهای تمسخر (طعنه، ریشخند و منفی بافی و استهزا) نشان داد.
بنابراین، وقتی صحبت از شخصیت های تاریک میشود، نتایج مطالعه دیونیگی نشان می دهد که ماکیاولیست ها، به دلیل وجدان پایین بی پروا و مرعوب کننده هستند و ممکن است از طنز به عنوان وسیله ای برای دستکاری روانی دیگران استفاده کنند.
روانآزارگرها ممکن است از طنز بدخواهانه برای پایین آوردن جایگاه دیگران استفاده کنند و احساسات آنها را نا دیده بگیرند، زیرا آنها تمایل به نشان دادن نقص در عملکرد عاطفی دیگران دارند.
و افراد خودشیفته که تمایل دارند بیشتر از طنز مثبت استفاده کنند، احتمالاً به عنوان راهی برای افزایش شهرت و اعتباربخشی به خود در هنگام تعامل با دیگران.
سبک شوخ طبعی و افسردگی
اینجا شما میتوانید مطالعهی دیگری را ببینید که به رابطه بین ۴ سبک شوخ طبعی و افسردگی پرداخته است. افسردگی یک اختلال جدی است که میلیون ها نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. امتیاز بالا در دو سبک شوخ طبعی مثبت (پیوندجویانه و خودارزنده ساز) با پیامدهای سلامتی مثبت مختلفی مانند شادتر بودن و داشتن روابط سالمتر مرتبط است. از سوی دیگر، داشتن نمرات بالا در سبکهای طنز منفی (خود تحقیرساز و پرخاشگرانه) می تواند با مشکلات سلامت فرد همبسته باشد.
محققان میخواستند این فرضیه را آزمایش کنند که آیا افرادی که تشخیص افسردگی میگیرند در دو سبک شوخ طبعی منفی امتیاز بالا و در دو سبک مثبت امتیاز پایین میگیرند؟ علاوه بر این، آنها بررسی کردند که آیا یک زمینه ژنتیکی برای رابطه بین سبک های شوخ طبعی و افسردگی وجود دارد یا خیر.
برای انجام این کار، آنها نمونه ای از 1154 دوقلوی استرالیایی را انتخاب کردندکه شامل دوقلوهای همسان و غیرهمسان بودند. همه دوقلوهای همجنسی بودند که هر دو جفت زن و مرد حضور داشتند. از کل نمونه، 145 نفر مبتلا به افسردگی تشخیص داده شدند.
نتایج این مطالعه ابتدا نشان داد که زنان دو نیم برابر بیشتر از مردان به افسردگی مبتلا میشوند، واقعیتی که در مطالعات دیگر نیز مشاهده شده است. دوم، همانطور که پیشبینی میشد، افرادی که مبتلا به افسردگی بودند، بیشتر از افراد غیرافسرده از طنز خود تحقیر کننده استفاده میکنند. علاوه بر این، دوقلوهای افسرده از دو سبک شوخ طبعی مثبت (پیوندجو و خودارزنده ساز) کمتر از دوقلوهای غیرافسرده استفاده کردند، همچنین برخلاف پیشبینی، تفاوتی در استفاده از طنز پرخاشگرانه بین دوقلوهای افسرده و غیرافسرده وجود نداشت.
در مرحله بعد، محققان به عوامل ژنتیکی و محیطی احتمالی که ممکن است این همبستگیها را توجیه کنند، تمرکز کردند. مقایسه بین دوقلوهای همسان و غیر همسان به ما امکان می دهد تا با استفاده از ابزارهای ژنتیک رفتاری ، سهم نسبی عوامل ژنتیکی و محیطی را در یک صفت یا همبستگی معین استخراج کنیم.
چنین تجزیه و تحلیل ها نشان داد که ۲۶٪ از تفاوت ها در نمرات افسردگی به عوامل ژنتیکی افزاینده نسبت داده میشود، در حالی که ۷۴٪ به دلیل محیط های غیر مشترک محیطی (به عنوان مثال، حضور دوقلوها در کلاس های درس مختلف، داشتن دوستان جداگانه و تجارب اجتماعی متفاوت) بود.
در مجموع، این مطالعه نه تنها نشان داد که سبک های شوخ طبعی با افسردگی همبستگی دارند، بلکه حداقل برخی از این همبستگی ها نتیجه بعضی از تأثیرات ژنتیکی زیربنایی هستند (اگرچه هنوز قابل شناسایی نیستند).
البته همبستگی ها دلالت بر علیت ندارند. آیا افرادی که از افسردگی رنج می برند ترجیح میدهند بیشتر از سبک های طنز منفی استفاده کنند و سعی نمیکنند با استفاده از سبک طنز مثبت تر وضعیت خود را بهبود بخشند؟ یا شاید استفاده از سبک طنز منفی بر افسردگی تأثیر میگذارد؟ حالت سوم و محتمل این است که عوامل خاصی (اعم از ژنتیکی و محیطی) بر افسردگی و استفاده از سبک های منفی تأثیر می گذارد، اما تحقیقات بیشتری در مورد این موضوع مورد نیاز است.
[1] Alberto Dionigi
[2] Fyodor Dostoevsky

