شخصیت حساس دفاعی

تفاوت میان فرد حساس و دفاعی

سه تمایز روشن می کند که چه چیزی در در یک رابطه نشان دهنده حساس و یا دفاعی بودن است.

اغلب مراجعان از افرادی حساس در زندگی خود نام می‌برند. با این وجود ، بین حساس و دفاعی بودن تفاوت وجود دارد. فردی که واقعاً حساس است عموماً شخصی است وظیفه شناس که از احساسات و عواطف دیگران آگاهی دارد. او مراقبت‌گر است و تمایل دارد با نزدیکان خود همراه و همدل باشد و آنها را درک کند. این افراد اغلب به انتقاد حساس هستند به خودشان سخت می گیرند و تمایل دارند بار کارها را بر دوش بگیرند.

همچنین، شخصی که از نظر خلقی حساس است معمولاً در مورد تهدید نسبت به ایگو خود حالت تدافعی دارد و در مورد محافظت از عزت نفس خود بیش از حد گوش به زنگ است. این فرد اغلب ناخودآگاه، مسئولیت پذیری را به انحراف می‌کشاند ، و سرزنش‌های ناعادلانه‌ای را برای فرار از ناراحتی درونی خود نسبت به دیگران فرافکن می‌کند. این حساسیت زیاد، اغلب منجر به خودمحوری در روابط می شود زیرا وی بیش از اندازه دل مشغول نیازها و احساسات خود است.

اگرچه این پویایی‌ها ناملموس است و تمیز دادن آنها به نظر کمی دشوار می‌آید، اما سه گرایش ارتباطی کمک می کند تا شخص حساس را از فردی که دفاعی است تشخیص دهیم.

اولاً ، فردی که به شکل پایداری دفاعی است به نظر عمیقاً در حال مراقبت از دیگران است اما غالباً روی کارهایی تمرکز می کند که ایگو او را فربه می‌کند. بگذارید با مثالی این مورد را روشن کنیم ، سالی وقت و هزینه زیادی صرف می کند تا کودک خود را به یک اسکیت باز بزرگ تبدیل کند. این امر تا زمانی که کودک از انتظارات او کوتاهی می‌کند، فداکاری مادرانه سالی به نظر می رسد.

سالی غضبناک به کودک [به خاطر موفق نشدن] طعنه می زند و از نظر عاطفی او را طرد می کند و کودک با ناامیدی و شرمساری مضاعفی که سالی برایش ایجاد کرده تنها می‌ماند.در اینجا اسکیت، بیشتر مربوط به تغذیه ایگو سالی است و کودک در درجه دوم اهمیت قرار دارد. از آنجا که ضعف‌های کودک ، امنیت سالی را تهدید می‌کند ، پس او با انتقام جویی کودک را به دلیل عدم موفقیت و شرمسار کردنش تنبیه می‌کند.

حال ، فرض کنید که سالی حساس است و کمتر دفاعی. در این حالت او احتمالا به میزان برابری انرژی جهت کمک به فرزندش برای موفقیت در اسکیت صرف می‌کند ، با این حال به نیازهای عاطفی کودک نیز رسیدگی می‌کند. او کودک را درک کرده و به وی اطمینان ‌می‌بخشد و تشویقش می‌کند ، سالی واقعاً نسبت به ناامیدی کودک حساس است و او را در درجه اول اهمیت قرار می‌دهد.

دوماً ، شخص دفاعی به سوی کمبود خودآگاهی گرایش دارد . به دلیل یک ساختار دفاعی فراگیر، این فرد احساسات ناراحت کننده ای را تجربه می‌کند که به تحمیل عزت نفس شکننده‌ای بر او می‌انجامد. با این حال او با داشتن این احساسات ناخوشایند این اجازه را به خود می‌دهد تا در رابطه خود را مسئول و حساس نسبت به دیگران قلمداد کند.

یک ساختار دفاعی عظیم گاهی به عنوان یک میدان نیرو از یک هسته‌ی ضعیف محافظت می‌کند. به دلیل این سپر دفاعی ، ممکن است فرد به احساسات عمیق خود دسترسی کمتری داشته باشد. درعوض این فرد از نظر عاطفی در سطح مانده و در دستیابی به قابلیت‌های پیچیده ارتباطی مانند همدلی ، پاسخگویی و خودآگاهی توانمند نیست.

به عنوان مثال ، دیوید در یک شام خانوادگی با لحن تمسخرآمیزی همسرش آنی را “احمق” خطاب می‌کند. بعد از شام، آنی می گوید این کلمه احساسات او را جریحه دار کرده است. دیوید با عصبانیت از اینکه آنی او را به چالش کشیده ، از پذیرش مسئولیت خود شانه خالی می‌کند و به بهانه “فقط یه شوخی کردم” از آنچه گفته عبور می‌کند. در مرحله بعد، او آنی را متهم می کند “همیشه یه داستانی داری”. دیوید می‌پرسد: “چرا نمی‌تونی فقط خوشحال باشی؟” به طور سیستماتیک ، دیوید از پذیرش مسئولیت شانه خالی کرده و مسائل را به گردن آنی می‌اندازد. او فاقد توانایی دیدن خود، پذیرش مالکیت [احساسات] و تجربه همدلی با آنی است.

از طرف دیگر ، فرض کنید دیوید فردی حساس است. او بلافاصله درباره رفتار خود تأمل می‌کند و متوجه می‌شود که به آنی صدمه زده و او را خجالت زده کرده است. او قلبا عذرخواهی می کند و همچنان به تأمل درباره خودش می‌پردازد. بعد از مدتی ، دیوید متوجه می شود که در محیط کار خود فوق العاده احساس بی‌کفایتی می‌کند. دیوید بعد از رد شدن در چندین فرصت ترفیع، احساس می کند یک “احمق” است. دیوید تشخیص می‌دهد که گفتگوی هنگام شام خانوادگی شبیه بحث های محل کار او است. ناامنی های او [در محیط کار]تحریک شده و برای احساس امنیت، آنی را تحقیر کرده است.

دیوید پشیمانی شدیدی را تجربه می کند و بدون بهانه جویی یا توجیه آنچه به زبان آورده ، در مورد ناامنی‌های حرفه‌ای خود با آنی صحبت می‌کند. آنی بیشتر در مورد دیوید می‌فهمد و با او همدلی کرده و به وی اطمینان خاطر می‌‌دهد. دیوید قول می‌دهد که از بی‌اعتبارسازی دوباره آنی خودداری کند و به قول خودش پایبند است. او همچنان در مورد مسائل کاری خود با آنی گفتگو می‌کند و به طور فزاینده‌ای احساس حمایت و امنیت به دست می‌آورد.

یک فرد واقعاً حساس معمولاً به میزان زیادی خودآگاه و با احساسات خود در تماس است . بینشی که این فرد از خوداندیشی و خودآزمایی بدست می آورد به او امکان می دهد تا نسبت به خود و دیگران همدلی کند.

سوماً ، فردی که به صورت نابهنجاری دفاعی است غالباً بین موضع قهرمان/ قربانی بارها در نوسان است. جابه‌جایی بین این دو موضع به او هم خوشنودی ایگو را می‌دهد و هم بهانه‌ای است برای فرار از پذیرش مالکیت اشتباهاتش در یک رابطه.

به عنوان مثال ، لیزا در جنبه‌های مختلفی برای راه اندازی کسب و کار لیان به او کمک می‌کند. لیان با یک شام گران قیمت از کمک‌های لیزا قدردانی کرده و بعد از شام ، یک کارت هدیه قابل توجه، با عنوان “از تو خیلی ممنونم” به لیزا هدیه می دهد. با این حال ، لیزا همچنان برای مشاوره در مورد کسب و کار با کارمندان لیان تماس می‌گیرد. 

در چندین مورد ، کارمندان دستورالعمل‌های لیان را نادیده گرفته و دستورات لیزا را دنبال کردند. لیان که از تضعیف شدن جایگاهش به عنوان کارفرما ناراحت است، مودبانه از کمک لیزا قدردانی می‌کند اما از او می‌خواهد از تماس با کارمندانش خودداری کند. در پاسخ ، لیزا گریه می کند و می‌گوید نمی‌تواند باور کند پس از کمک به لیان در کسب و کارش، با او چنین بی‌رحمانه رفتار ‌شود. او عصر همان روز با کارمندان لیان تماس گرفت و طوفانی به پا کرد و خود را به عنوان یک قربانی نشان داد ،او رابطه را تحریف کرد تا لیان را در قالب یک سنگدل پرخاشگر نشان دهد.

با این حال ، اگر لیزا فرد حساسی باشد ممکن است احساس صدمه دیدن کند، اما پس از اندیشیدن درباره خود، درک می‌کند که رفتارهای او نامتناسب است. او با عذرخواهی از لیان قول می‌دهد که در آینده از تضعیف جایگاهش جلوگیری کند. آنها به عنوان دوستان خوب، به ارتباط خود ادامه می‌دهند و به زودی لیان در زمینه‌ کاری به لیزا کمک می‌کند.

فردی که بین قهرمان بودن و قربانی شدن در حال تاب خوردن است ممکن است سرسختانه دفاعی باشد.

قهرمان بودن چهره عمومی فرد را درخشان می‌کند و به او اجازه می دهد از اعمال خوبش به عنوان اهرم کنترل دیگران استفاده کند. موقعیت او به عنوان قربانی هم به وی اجازه می‌دهد تقصیر را به گردن دیگری بیندازد و از پاسخگویی طفره رود.

اگرچه مکانیسم های دفاعی، جهان شمول و حتی ضروری هستند اما شخصی که دارای هر سه گرایش ثابت زیر است;

۱) تمرکز اصلی خود را بر روی فعالیت‌هایی حفظ می کند که ایگو او را فربه می‌کند. ۲) فاقد خودآگاهی است و ۳) دائماً به قهرمان یا قربانی بودن احتیاج دارد ممکن است بسیار دفاعی باشد.

اگرچه فردی که صادقانه حساس است ممکن است گاهی اوقات اشتباه کند و لحظات خودخواهانه‌ای داشته باشد ، اما به طور کلی می تواند گام‌های اشتباهش را تشخیص دهد و با حفظ خودآگاهی و همدلی با عزیزانش اختلافات در روابط را برطرف کند.

*متن فوق ترجمه‌ای است آزاد از مقاله‌ای دکتر ارین لئونارد که در psychology today متنشر شده است.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *