“تو خیلی کولی بازی در میاری.”
“اینی که تو میگی هیچ وقت اتفاق نیفتاد.”
“چرا بچه بازی در میاری. این که تو میگی اصلاً این شکلی نبود.”
آیا شما مخاطب چنین اظهاراتی بوده اید؟ اگر چنین است، ممکن است قربانی تکنیک دستکاری روانی چراغ گاز [1]بوده باشید. اما چراغ گاز در اشکال دیگری نیز وجود دارد. این پدیده می تواند آشکار یا پنهان باشد و از برخی جهات، اشکال ظریفتر آن می تواند مضرتر نیز باشد.
اصطلاح تکنیک دستکاری روانی چراغ گاز از فیلم Gaslight ساخته 1944 گرفته شده است.در این فیلم زندگی پائولا را که روشهای دستکاری هیجانی همسرش گریگوری مورد آزار قرار میگیرد میبینیم. گرگوری دستکاری هایی را انجام میدهد و صحنههایی را در خانه ایجاد میکند که پس از مدتی ناپدید میشوند.مثلاً صداهای گاه و بی گاهی که از اتاق زیر شیروانی میآید و چراغ های گازی که خود به خود کم و زیاد می شوند، سپس او وقوع این اتفاقات را انکار میکند و اصرار دارد که پائولا آن را از خودش در آورده است یا دیوانه شده است.
پدیده چراغ گاز در حال حاضر به طور گسترده برای توصیف برخی رفتارهای مخرب، به ویژه در روابط عاشقانه مورد استفاده قرار میگیرد. به خصوص وقتی که عمداً کسی وادار میشود تا نسبت به حقیقتی که خود میشناسد شک کند. در نهایت، تکنیک چراغ گاز میتواند تسلط فرد بر واقعیت را تضعیف کند و در اشکال خفیف تر، می تواند اعتماد آنها را نسبت به خود و تجربه خودشان تضعیف کند.
اما، اگر کودکی توسط خانواده اش تحت تاثیر پدیده چراغ گاز قرار گیرد، چه اتفاقی میافتد؟ با توجه به آسیبپذیری خاص دوران کودکی این تاثیر میتواند قویتر، ماندگارتر و پنهان تر باشد.
دستکاری روانشناختی چراغ گاز درون خانواده
این که پیام هایی از والدین خود دریافت کنید که با واقعیتی که شما در دوران کودکی در خانه دریافت کردهاید در تضاد باشد گیج کننده است. به عنوان یک کودک وقتی دو چیز نمیتوانند همزمان درست باشند، به خصوص اگر والدینتان منبع اطلاعات نادرست باشند، طبیعی است که خودتان را زیر سوال ببرید و باور کنید که ;
“من یه چیزیم هست، آره لابد مشکل از منِ.”
هنگامی که در مییابید که مشکل از شما نیست، ممکن است ساز و کار پدیده چراغ گاز را در خانواده خود درک کند. زیرا تا وقتی قربانی این نوع دستکاری روانشناختی هستید، به شما یاد میدهند که باور کنید هر آنچه میشناسید واقعی نیست و نمیتوانید به هیچ چیز اعتماد کرد، به ویژه به خودتان.
چهار حالت متداول وقوع پدیده چراغ گاز در خانواده
- خانوادهی بن بست دو سویه[2]
والدینی که پیامهای متناقضی ارسال میکنند، فرزندان خود را در «بن بست دو سویه» قرار میدهند. در این حالت به هر شکلی که به والدینتان پاسخ دهید، آنها ناراضی هستند یا تنبیه میشوید. این یعنی شما در یک موقعیت باخت – باخت دائمی قرار دارید. مثلاً شاید والدینتان میگویند که شما را درک میکنند، اما از لحن انتقاد آمیز و تحقیرآمیز استفاده میکنند، یا شاید والدین شما میگویند که دوستتان دارند، اما طردتان میکنند. وقتی در یک لحظه هم مورد عشق قرار میگیرید و هم طرد می شوید، هیچ چیز واقعی به نظر نمیرسد. تحقیقات ارتباط قوی بین بنبست دو سویه و ایجاد اختلال شخصیت مرزی ، اختلال استرس پس از سانحه و اسکیزوفرنی را نشان میدهد.
پیام در خانوادهی بنبست دوسویه: “تو نمیتونی به خودت یا دیگران اعتماد کن!. “
تأثیر در بزرگسالی: سخت است که قول و قرار دیگران را قبول کنید و در روابط خود احساس امنیت کنید. شما نمی توانید به هیچ کس، از جمله خودتان، تکیه کنید.
- خانوادهی غیر قابل پیشبینی و ناپایدار
ممکن است یک روز والدینتان به شما اجازه دهند به خانه دوستتان بروید، اما روز بعد بدون هیچ دلیلی، شما را به خاطر همین درخواست سرزنش کنند. این مقوله، به والد (یا والدینی) با مشکلات بهداشت روانی جدی مرتبط است. به عنوان مثال، ممکن است والدی که مصرف کننده مواد مخدر است برای مدتی هوشیار باشند و سپس در دام خماری یا نشئگی بیفتند، یا ممکن است در دوره شیدایی به سر برد و سپس دچار نشانههای افسردگی شود. در چنین شرایطی شما شاهد رفتارها و احساسات و پیامهایی ناپایدار، با قوانین و پیامدهای بیثباتی هستید که منطق مشخصی ندارند اما هر بار به شکلی توجیه میشوند .
پیام در خانوادهی ناپایدار: “هر چیزی ممکن اتفاق بیفته. اوضاع از کنترل تو خارج شده. “
تأثیر در بزرگسالی: شما معتقدید که انسانها غیر قابل پیشبینی و غیر قابل درک هستند. احساسات خود را بد ارزیابی میکنید و در مدیریت آنها مشکل دارید. خیلی سخت است که به کسی اعتماد کنید، زیرا معتقدید که، اساساً همه اشخاص غیرقابل اعتماد هستند.
- خانوادهی تصویرِ عالی
با بزرگ شدن در این نوع خانواده، جایی برای اشتباه، احساسات منفی یا ضعف و نقص وجود ندارد. فقط تصویری ایدهآل به دنیا ارائه میشود و هر چیز واقعی، معتبر و طبیعتاً آسیبپذیری به دقت پنهان میشوند تا مبادا کسی ببیند. این والدین بر موفقیت کمال گرایانه تاکید دارند و تلاش می کنند مورد تحسین و حسادت دیگران قرار گیرند. کودکان در چنین شرایطی در میان شکاف انتظارات و تصاویر بی نقصی که از خانواده ایجاد شده و آنچه در واقعیت میبینند گرفتار میشوند.
پیام در خانوادهی تصویرِ عالی: “تو هیچ وقت نمیتونی اشتباه کنی. هیچ چی – از جمله تو و دستاوردهایت – به اندازه کافی خوب نیست. “
تأثیر در بزرگسالی: از آنجایی که شما در واقع یک انسان هستید، عملاً سعی میکنید انسان بودن خود را پنهان کنید و عمیقاً از عیب ها و ضعف های خود احساس شرم میکنید. شما احساسات خود را سرکوب می کنید و آنها را نادیده می گیرید (مخصوصاً احساسات منفی) زیرا باور ندارید که آنها مهم یا واقعی هستند. زمانی که مرتکب اشتباه میشوید به شدت از خودتان انتقاد میکنید و علیرغم موفقیتهایتان احساس ناکافی بودن میکنید.
- خانوادهی غفلت عاطفی
این ظریف ترین و احتمالاً غیرعمدیترین شکل پدیده چراغ گاز در یک خانواده است. در واقع، آنقدر ظریف است که برای بسیاری از قربانیان دشوار است که آن را به یاد بیاورند. این نوع خاص به خصوص در خانواده هایی که “مراقبت” را به شکل دیگری تعریف میکنند اتفاق میافتد. اما در واقع تنها چیزی که برای آغاز مشکل لازم است، این است که والدین به طور کلی از احساسات و هیجانات بیاطلاع باشند و متوجه هیجانات و نیازهای عاطفی فرزندان خود نشوند. وقتی در دوران کودکی غفلت عاطفی را تجربه میکنید، احساسات شما تا حد زیادی نادیده گرفته می شوند.
تصور کنید والدینتان سالها طوری رفتار میکنند که انگار دست راست شما وجود ندارد. این کار میتواند عمیقاً گیج کننده باشد و باور و اعتماد شما به بازوی راست خودتان را تضعیف کند! همین اتفاق زمانی میافتد که آنچه والدین نادیده میگیرند احساسات شما باشد.
از آنجایی که احساسات شما عمیقترین، شخصیترین و زیستیترین شکل بیان شخصیت شما هستند، وقتی والدینتان احساسات شما را نامرئی، بیربط یا بیمعنا میبینند، طبیعتاً احساس میکنید که خود درونتان پاک شده یا معکوس جلوه داده شده است. هنگامی که والدینتان به احساسات شما اعتبار نمیکنند یا به آنها پاسخ نمیدهند، شما آماده میشوید که به خودتان شک کرده و عمیق ترین جنبههای خود را نادیده بگیرید.
پیام در خانوادهی غفلت عاطفی: “احساسات تو غیرضروری و بیخود هستن و باید مخفیش کنی. اینها حتی واقعی نیستن! احساسات و نیازهای عاطفی تو مهم نیست. بچه نشو “
تأثیر در بزرگسالی: هرگز به شما این فرصت داده نشده که ارزش واقعی احساسات خود را یاد بگیرید. از آنجایی که احساسات شما دریچهای به سمت درون شما است، احساس نمیکنید که خودتان را میشناسید و گاهی اوقات احساس پوچی یا کرختی میکنید. شما در اعتماد کردن به خودتان مشکل دارید زیرا احساساتتان را که برای هدایت شما ضروری است به خوبی نمیشناسید و در نهایت احساس تنهایی و جدا افتادگی میکنید.
مقاله مرتبط: ۶ بازی روانشناختی رایج شخصیت خودشیفته را بشناسید
نتیجه
اگر با هر یک از اشکال دستکاری روانشناختی چراغ گاز بزرگ شدهاید، و یا شاید هنوز هم آن را از خانواده خود تجربه می کنید، منطقی است که خودتان را زیر سوال برده باشید. اما حتی اگر نمیتوانید دوران کودکی خود را تغییر دهید، میتوانید دیدگاه خود را نسبت به آن تغییر دهید و میتوانید طرز فکر و احساس خود را در مورد خود تغییر دهید. شما محکوم به تکرار و ماندن در این رنج نیستید.
امیدوارم حالا، پاسخی برای تلاشهای دیگران برای پدیده چراغ گاز داشته باشید.
مثلاً ;
– تو خیلی کولی بازی در میاری.
شما: ” داشتن احساسات طبیعی انسانی، نمایش نیست.”
– اینی که تو میگی هیچ وقت اتفاق نیفتاد.
شما: ” من این شکلی مسئله رو دیدم و برای من مهمِ.”
– خیلی بچه بازی در میاری.
شما: ” من این طور احساس کردم. ممکن که شما تحمل کمی نسبت به احساسات دیگران داشته باشی.”
– تو نباید این احساس داشته باشی.
شما: ” من یاد گرفتم احساسات خودم میشناسم. فشار شما باعث نمیشه نسبت به خودم شک کنم. “
این چیزی است که در واقع درست است:
هر انسانی واقعیت را به گونهای درک میکند و همه ما سوگیریهای خود را در تفسیر و تعبیر آن داریم. اما در نهایت احساسات، هیجانها و نیازهای بنیادین شما واقعی هستند. آنها اهمیت دارند و شما ارزش ایستادگی برای آنها را دارید.
[1] gaslighting
[2] Double Bind

