Self-Compassion

عزت نفس یا شفقت به خود، مسئله این است!

بر خلاف عزت نفس، شفقت به خود ممکن است جنبه‌های تاریک نداشته باشد.

تصور کنید در مراسم جوایز اسکار هستید، شبی روشن با ستارگان سینما که لباس‌های پر زرق و برق دارند، مملو از انتظارات پرشور برای جوایز ارزنده‌ای که به زودی به معدودی از برگزیدگان اهدا می‌شود. بلافاصله پس از اعلام نام نامزد برنده اسکار، شور و شوق آنها به حد انفجار می‌رسد – لبخندهای گوش تا گوش به سرعت جایگزین عدم اطمینان اعصاب خردکن لحظات قبل می شود و حس سرافرازی آنها واقعاً غیرقابل مهار است. در این شرایط بسیار سرمست کننده و بغض‌آور، سخنرانی شخص برنده، آیینه‌ی است که قدردانی و تحسین محترمانه را به مساوات و به وفور به همتایانش در بخش حضار نیز بارتاب می‌دهد.

حکمت بودا

در این صحنه چه درسی وجود دارد؟ به زبان ساده و با تعبیر خودمانی از حکمت بودا، هنگامی که ما نسبت به خود احساس خوبی داریم، از نظر روانی در موقعیتی قرار می‌گیریم که نسبت به دیگران هم احساس خوبی داشته باشیم زیرا ما به شفقت، همدلی و سخاوت درونی خود راحت‌تر دسترسی پیدا می‌کنیم. علاوه بر این، با گسترش منطق این نتیجه‌گیری، این علاقه به خود باید نگرانی های مربوط به خودمحوری را نیز کاهش دهد، زیرا می تواند ما را برای ارائه مراقبت‌های قابل اعتماد و پایدار به دیگران نیز تجهیز کند. با این تعبیر، نگرش خیرخواهانه نسبت به محبت در اختیار و کنترل خود ما است و به کارهایی دیگران بستگی ندارد. در واقع، از این منظر، به نظر نمی‌رسد که شفقت به خود برخلاف «خویشاوند نزدیکش» یعنی عزت نفس ، جنبه منفی داشته باشد.

مشکلات عزت نفس

آن طور که به نظر می رسد در طول زمان، بسیاری از روانشناسان و دیگر اشخاصی که در حوزه‌های مرتبط با سلامت روان فعالیت می‌کنند، یک صدا “بشارت” عزت نفس را به عنوان تعیین کننده ایده‌آل سلامت روان سر داده‌اند. اما آیا اکثر ما تحت تأثیر متقاعدکنندگی بالای کاربرد این مفهومِ «نظر کرده» قرار نگرفته‌ایم؟ عزت نفس دقیقاً چیست و چگونه به دست می‌آید؟ به طور خلاصه، بسیاری متفق القول‌اند که عزت نفس یک ارزیابی جامع از خود است که به یک گزاره باینریِ صفر و یکی می‌انجامد. بدین صورت که آیا من برای خودم احترام قائل هستم یا نه؟

برای بسیاری از منتقدان ، ابری تاریک بر فراز مفهوم سنتی عزت نفس موج می زند: آیا خود-ارزیابی‌های ما نباید واقعیت‌های رشد عاطفی چند وجهی، نا‌موزون و ظریف ما را منعکس کند؟ آیا چیزی به پیچیدگی این که ما چقدر برای خودمان ارزش قائل هستیم می‌تواند به صورت دوتایی ساده‌ی بله تا نه، پیکربندی شود! علاوه بر این، آیا چنین خود حسابرسی خیلی سست بنیان نیست و به راحتی شکسته نمی‌شود؟

با این وجود، ما همچنان معتقدیم کسانی که عزت نفس خوبی دارند باید مورد تحسین و الگوبرداری قرار گیرند، در حالی که کسانی که این عزت نفس را ندارند نیاز به اصلاح و تغییر دارند. تعجب آور نیست که گفته می شود شاخک های عزت نفس پایین، اگر نه در همه، در بیشتر حیطه‌های اختلالات روانشناختی گسترش یافته است و این امر عزت نفس پایین را فرا تشخیصی می‌کند.

با این حال، چگونه عزت نفس خوبی به دست بیاوریم؟ آیا روش‌های مبتنی بر شواهد برای به دست آوردن آن وجود دارد؟ بله، چنین روش هایی وجود دارد. هم روش‌های مبتنی بر علم و هم عامیانه و سنتی. جالب توجه است که روش‌های مبتنی بر شواهد تجربی به طرز شگفت‌آوری شبیه به روش‌هایی هستند که برای کسب شفقت به خود استفاده می‌شوند. با این حال، متأسفانه، روش‌های عامیانه مملو از «عوارض جانبی» بالقوه هستند.

یک گام بزرگ به جلو؟

از لحاظ تاریخی، ممکن است مفهوم عزت نفس یک گام بزرگ رو به جلو در مفهوم سازی ما از نحوه تفکر و احساس ما در مورد خودمان بوده باشد. همین امر در اوایل دهه 1950 در مورد ظهور داروهای آنتی‌سایکوتیکی مانند – تری فلوپرازین و کلرپرومازین– و موفقیت در درمان اختلالات سایکوتیک، صادق بود. اما استفاده طولانی‌مدت از این داروها در برخی افراد چندین واکنش نامطلوب ایجاد کرد که یکی از آنها نشانگان حرکت‌پریشی دیررس است.

به طور مشابه، عزت نفس ممکن است نوش داروی نوید بخش ما نباشد. بلکه آن هم ممکن است جنبه تاریک خود را داشته باشد. برای مثال، این مفهوم علاوه بر اینکه به‌طور نگران‌کننده‌ای به طرز تفکر «من از تو بهترم»، «من خاص هستم» میل می‌کند،بلکه در آن، همه افراد باید تلاش کنند بالاتر از حد متوسط باشند – که عملاً یک غیرممکن آماری است – شرایطی که باعث شده برای مورد تمجید قرار دادن دستاوردهای بهنجار یک نفر به سختی می‌توان گفت: «چقدر معمولی!». در عوض، ما افراد را به خاطر اینکه خود را از معمولی‌ بودن متمایز می‌کنند، تحسین می کنیم، و غالباً برای کسانی که این کار را نمی‌کنند، خیلی کم یا بهتر است بگوییم هیچ چیز اعتبار بخشی در نظر نداریم.

در نتیجه، عزت ما نسبت به خودمان به طور غیر ارادی در هنگام تحسین شکوفا می‌شود، و می‌تواند بدون این تحسین بیرونی به سرعت از بین برود، به خصوص اگر انتقادی به ما وارد شود. نگرانی وقتی بیشتر می‌شود که در‌می‌یابیم عزت‌نفس می‌تواند اشتهای هولناک و سیری ناپذیری برای دریافت پیوسته موفقیت اجتماعی داشته باشد – به عنوان مثال، مشاغل معتبر، حقوق بالا، خانه‌های بزرگ، ماشین‌های شیک و غیره.مشکل اینجاست که موفقیت به ندرت ما را برای همیشه گرم نگه می‌دارد، آتش تحسین بیرونی باید به طور مداوم روشن شود، همانطور که یک اقتصاد مصرفی به شدت به خرید بی ‌پایان کالا متکی است.

مار ضحاک

همان طور که ضحاک به اجبار مارهای روی دوش خود را تغذیه می‌کرد، عزت‌نفس باعث باید افکاری مانند «یا همه یا هیچی»، «یا هستی و داری یا نداری و نیستی» «چه کسی بهتر از چه کسی است» و «عطش سیر نشدنی برای موفقیت» و عدم رضایت پس از آن را به شکل مداوم سیر نگه دارد. خوشبختانه به نظر می رسد ، تحقیقات در مورد شفقت به خود، که شامل بیش از 200 مقاله علمی از سال 2000 است، به طور مؤثری از چاله های معمول عزت نفس فاصله گرفته و در عین حال به فواید آن کمک می‌کند.

یک دستور العمل سریع برای شفقت به خود

لحظه‌ای به این فکر کنید که واقعاً با افرادی که “دوست خوب” شما هستند چگونه رفتار می‌کنید؛شما به آنها پذیرش بدون قید و شرط، گرمی، حمایت عاطفی و درک خود را ارائه می‌کنید. شما در ارائه ستایش و تشویق خود به آنها سخاوتمند هستید، این طور نیست؟ بنابراین بیایید، مسیر این نسخه کاملاً دوستانه و دلسوزانه را معکوس کنیم، حالا، ما یک دستور العمل ساده اما مؤثر برای شفقت به خود داریم!

با خودتان آن طور رفتار کنید که با بهترین دوستانتان رفتار می‌کنید

در مرحله بعد، با پرسیدن این سؤالات مرتبط، خودتان را امتحان کنید: آیا من به همان اندازه که دلسوز دوستانم هستم، با خودم هم دلسوزانه رفتار می‌کنم؟ آیا مخصوصاً در شرایط استرس‌زا می‌توانم به خودم روی بیاورم و از منابع شخصی‌ام برای تسکین، درک کردن و محبت به خودم استفاده کنم؟ آیا فعالانه اما صادقانه و متواضعانه به دنبال فرصت‌هایی برای قدردانی از خودم هستم؟ آیا می توانم خود قضاوتی و محکوم کردن خودم را با بخشش خودم جایگزین کنم؟ به این چند سوال پذیرش و شفقت به خودتان چه نمره‌ای می دهید؟

شفقت به خود مزایای عزت نفس را بدون “آره، ولی…” یا “بهتر بود اگه…” به ارمغان می‌آورد، زیرا نه یک فرضیه «یا داری، یا نداری» است، و نه یک ارزیابی. در عوض، شفقت به خود یک محبت عمیق بدون قضاوت و همراه با آگاهی نسبت به این موضوع است که چه کسی، چه چیزی و چگونه هستیم. شفقت به خود به جای اینکه ما را از دیگران متمایز کند، بر شباهت ما با دیگران تأکید می‌کند و این حس یکسانی باعث ایجاد احساسی آرامش بخش می‌شود و همه این رابطه مثبت با خود، به یک بخشش سالم نسبت به خودمان و دیگران منتهی می‌شود که می‌تواند یکی از پایه‌های ثبات روانی پایدار باشد.

شما رابطه ای که با خودتان دارید را چگونه توصیف می کنید؟

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *