غلبه بر چهار سوار ترس
در قسمت اول این مجموعه مقاله، عوامل بازدارنده از خودشکوفایی را شناسایی کردیم و در قسمت دوم رفتارهای خودتخریبگری که توسط این ترس ها هدایت میشوند را دیدیم. چهار سوار ترس – ترس از شکست، ترس از تمسخر، ترس از عدم اطمینان، و ترس از موفقیت – باورهای محدود کننده رایجی هستند که ما را از خودشکوفایی باز میدارند. آنها پشت رفتارهای خود تخریبگرانه مانند اهمال کاری ، کمال گرایی و انفعال و سندرم خود ویرانگری پنهان می شوند.
بنابراین میدانیم چه چیزی ما را از شکوفایی باز میدارد، اما چه کاری میتوانیم در این مورد انجام دهیم؟
یکی از استراتژیهایی که میتوانیم استفاده کنم، تلقیح یا مایه کوبی ترس نام دارد.
مایه کوبی ترس چیست؟
ما خودمان را با استفاده از واکسن هایی که یک نسخه تخریب شده از ویروس در داخل خود دارند، نسبت به ویروس ها ایمن میکنیم. این کار به بدن ما توانایی میدهد تا در صورت مواجهه با ویروس واقعی، غلبه بر ویروس را “تمرین” کرده باشیم.
ما میتوانیم از همین روش برای مایه کوبی کردن خود در برابر چهار سوار ترس و رفتارهای خودتخریبگر ناشی از آنها استفاده کنیم، با شکستن ساختار ترس خود و «تمرین» راههایی برای غلبه بر آن در صورت مواجهه با مسئلهای واقعی. در صورتی که به اصطلاح ترس ما محقق شود.
اگر از علاقهمندان به درمان شناختی و رفتاری هستید ، میدانید که روانشناسی مدرن ریشه در فلسفههای باستانی مانند رواقیگری دارد. یکی از تمرینهای رواقی، premeditatio malorum نامیده میشود که در لاتین تقریبا معادل «پیشاندیشی زیانها» است. مایه کوبی ترس معادل مدرن این تمرین باستانی است.
این تمرین را امتحان کنید تا خود را در برابر چهار سوار ترس مایه کوبی کنید:
سناریو هایی را فرض کنید که در آن بدترین ترس های شما محقق می شود. اکنون، با این فرضیه ، چگونه با آن برخورد خواهید کرد؟
بیایید ببینیم این فرض برای هر کدام از ۴ سوار ترس چگونه به نظر میرسد.
ترس از شکست
فرض کنید شکست میخورید
حالا، چگونه از تجربه خود یاد خواهید گرفت؟ دفعه بعد چه کاری را باید متفاوت انجام دهید؟ با نگاهی به گذشته، چه اشتباهاتی قابل اجتناب بود و چگونه اطمینان حاصل میکنید که مشکلات دوباره تکرار نشوند؟ کجا ریسک کردید زمانی که نباید ریسک میکردید؟ یا زمانی که میتوانستید از ریسک کردن اجتناب کردید؟ از چه منابعی استفاده نکردید که می توانست به موفقیت شما کمک کند؟ در مورد آنچه که به طور مشخص به شکست شما انجامیده است، کاوش کنید. اکنون، در ایمنی این آزمایش فکری، از آن بیاموزید، بنابراین می توانید با شکستن ساختار و مهندسی معکوس آنچه می تواند منجر به شکست در دنیای واقعی شود، از موارد قابل جلوگیری اجتناب کنید. هرچه بهتر درک کنید که چه چیزی می تواند منجر به شکست شود، بهتر برای جلوگیری از آن مجهز خواهید شد. در نهایت در نظر داشته باشیم که در این مورد خاص شما از شکست میترسید. اگر در راستای ارزشهایتان کاری نکنید، قطعاً شکست خواهید خورد اما در صورت مواجهه با این ترس امکان موفقیت و شکست را همزمان خواهید داشت. شما بگویید کدام بدتر است؟ از صورت شکست خوردن در کدام حالت فرصت جبران خواهید داشت؟ کدام نوع شکست احتمالی برای شما افسوس بیشتری به همراه خواهد داشت؟
ترس از تمسخر
فرض کنید دوستان، خانواده یا دنبال کننده های شما در اینستاگرام شما را زیر سوال میبرند.
استراتژی شما چیست؟
آیا (در صورت لزوم) عذرخواهی کرده و کار خود را اصلاح میکنید ؟ چگونه به رفع مشکل کمک خواهید کرد؟ آیا افرادی که از شما انتقاد میکنند واقعاً افرادی هستند که نظراتشان ارزش توجه شما را دارد؟
شما هرگز نمی توانید همه را راضی نگه دارید.
آیا بر جلب رضایت افراد مناسبی تمرکز میکنید؟ در محیط کاری، این کار ممکن است به معنای شفافسازی جایگاه و پیام شما باشد. در زندگی شخصیتان، ممکن است به این معنا باشد که بر روی رضایت خودتان و ارزش گذاشتن به عقاید، خواستهها و نیازهایتان تمرکز کنید تا در مورد چیزهایی که دوست دبیرستانی قدیمیتان – که ۱۵ سال است با او صمیمانه صحبت نکردهاید – در مورد شما میگویند.
اگر برای غلبه بر این ترس به انگیزه بیشتری نیاز دارید، سخنرانی تئودور روزولت « مرد میدان » را ببینید – این سخنرانی در هر زمان که میخواهید اجازه دهید آنچه دیگران «ممکن است» بگویند تا شما و ایدههایتان را از بیرون آمدن از لاک امن خودتان باز دارد، بسیار مفید است.
ترس از عدم قطعیت
فرض کنید به جای قبول ریسکهای حساب شده و قبول احتمال تصمیم اشتباه، هیچ تصمیمی نگرفتید و ساکن بودهاید.
حالا چطوری خود را بازیابی میکنید؟ چه اطلاعاتی نیاز داشتید اما به دست نیاوردید؟ ما هرگز نمیتوانیم همه متغیرها را بشناسیم، بنابراین حداقل اطلاعاتی که برای تصمیمگیری مناسب نیاز داشتید چیست؟ چگونه میتوان این اطلاعات را بدست آورید؟
زندگی (و کسب و کار) یک بازی تکراری است – ایجاد بهبودهای تدریجی بر اساس آنچه می آموزیم که به کار می آیند و آنچه کار نمیکند.
دنبال پیشرفت باشید نه کمال.
ترس از موفقیت
فرض کنید موفق میشوید… تبریک میگویم!
طرف دیگر موفقیت چیست؟ تصویر واضحی از زندگی پس از موفقیت ترسیم کنید. هرچه تصویر واضحتر باشد، بهتر می توانید خود را واکسینه کنید.
آیا از خودراضی میشوید و تمام انگیزه خود را برای بهتر شدن از دست می دهید؟ آیا دنیا به تک تک کلمات شما وابسته است، زیرا آنها شما را به عنوان یک رهبر فکری میبینند؟ ، در این صورت شما از اینکه وزن کلامتان چقدر خواهد بود می ترسید؟ اگر تنها چیزی که تا به حال میدانستهاید صعود به سمت قله بوده است؟ ، آیا موفقیت به این معنی است که قله فقط یک فلات پنهاور است و زندگی هرگز بهتر نخواهد شد؟ بعد از آن چگونه به رشد و به چالش کشیدن خودتان ادامه خواهید داد؟ چگونه مطمئن می شوید که اجازه نمیدهید موفقیت شما را شکست دهد!؟
تا زمانی که از اولین کوه خود بالا نروید، نمی توانید چیزی فراتر از آن ببینید. اما زمانی که به اوج رسیدید، دیدگاه شما تغییر می کند. متوجه می شوید که در ابتدای رشته کوه هستید. موفقیت چیزی نیست که از آن بترسید، زیرا اولین موفقیت چشمان شما را به روی فرصت هایی باز میکند که قبلاً نمیتوانستید تصور کنید.
اگر میتوانید از اولین کوه بالا بروید، میتوانید به کوه بعدی بروید.
نتیجه پایانی
در نهایت، ما از ناشناخته ها می ترسیم:
آیا شکست خواهم خورد؟
آیا دیگران در مورد من قضاوت خواهند کرد؟
آیا تصمیم اشتباهی خواهم گرفت؟
آیا پس از موفقیت به یک فرد متفاوت – و احتمالا بی خاصیت- تبدیل خواهم شد؟
با شناختن ناشناخته ها – یا حداقل قابل شناخت کردن آنها – از طریق مایه کوبی ترس، ما چهار سوار ترس را از اسبهایشان پیاده میکنیم .
هنگامی که احساس میکنیم آماده هستیم تا با ترس های خود روبرو شویم، دیگر نیازی به اجتناب از آنها از طریق رفتارهای خودتخریبگر نداریم .بنابراین دفعه بعد که یکی از سواران ترس شروع به بالا بردن سر زشت خود کردند، مایه کوبی ترس را تمرین کنید.
واکسن ها به ما کمک کردهاند که زنده بمانیم.
مایه کوبی ترس می تواند به خودشکوفایی ما کمک کند.
در نهایت به یاد داشته باشید اصل ایجاد تغییر مواجهه است. بدون مواجهه با ترس آموختههای شما در این زنجیره مقاله عقیم خواهد ماند.

