اگر می خواهید با شخصی که دارای ویژگیهای شخصیتی اجتنابی است و یا با تعریفی کامل تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی را دریافت میکند ، یک رابطه عاشقانه داشته باشید و آن را حفظ کنید ، این تجربه می تواند بسیار ناامید کننده و خالی از رضایت باشد ، مگر اینکه شرایط خاصی رعایت شود. در مورد این شرایط بعداً بحث خواهیم شد ، اما در ابتدا ذکر مثالهایی از این سبک شخصیت چالش برانگیز مهم است.
طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (ویرایش پنجم ؛ (DSM5) ؛ انجمن روانپزشکی آمریکا ، 2013) ، اختلال شخصیت اجتنابی به الگوی فراگیر بازداری اجتماعی ، احساس عدم کفایت و حساسیت بیش از حد به قضاوت های منفی در انواع موقعیتهای مختلف اشاره دارد. که توسط چهار (یا بیشتر) از موارد زیر نشان داده شده است:
۱- از مشاغلی که در آنها نیاز به تماس اجتماعی، روابط میانفردی و تعامل اجتماعی زیاد است پرهیز میکند. چون از انتقاد، ایرادگیری یا مورد پذیرش نبودن میترسد.
۲- دوست ندارد با دیگران روابط میانفردی و دوستانهٔ نزدیک داشته باشد مگر اینکه مطمئن باشد که او را دوست خواهند داشت.
۳- حتی هنگامی که با کسی روابط دوستانه دارد با احتیاط گفتوگو میکند و احساساتشان را به آسانی بروز نمیدهد. تودار هستند و نگران از اینکه شرم زده یا مسخره شود.
۴- در موقعیتهای اجتماعی و در تعامل با دیگران همیشه به این فکر میکنند که ممکن است از او ایرادی بگیرند یا باورهایش را نپذیرند.
۵- در روابط میانفردی تازه و در تعامل با افراد جدید عصبی میشود چون احساس ناتوانی و بیکفایتی میکنند.
۶- احساس میکند که جذابیت شخصی ندارد، مهارتهای اجتماعی ندارد یا خود را پایینتر از دیگران تصور میکنند.
۷- معمولاً ریسکپذیر نیست و دوست ندارد در فعالیتهای تازه شرکت کند چون ممکن است به دیگران ثابت شود که ناتوان هستند و این باعث شرمندگی وی میشود.
اگرچه معیارهای ذکر شده در بالا به طور خاص به تأثیر این اختلال شخصیت در یک رابطه عاشقانه اشاره نمیکند ،اما کاملا روشن است که این علائم می تواند تأثیر بسیار منفی بر کیفیت و سطح صمیمیت عاطفی در یک رابطه عاشقانه داشته باشد. از آنجا که صمیمیت عاطفی واقعی مستلزم آن است که هر دو شریک زندگی توانایی نشان دادن آسیب پذیریهایشان را داشته باشند و توانایی برقراری ارتباط در مورد افکار و احساسات خود را داشته باشند ، در نتیجه اکثریت قریب به اتفاق روابط این افراد دچار آسیب خواهند شد ، به استثنایی آنهایی که بعداً بررسی می شوند.
کسانی که دارای شخصیت اجتنابی هستند ، چه زن و چه مرد ، معمولاً روابط با دیگران را از نظر هیجانی استرس زا و خسته کننده تجربه می کنند. این افراد رویکردی نسبت به زندگی را اتخاذ کردهاند که مبتنی بر اتکا به خودشان است (تأمین نیازهای جسمی و عاطفی خودشان).به نوبه خود، از آنجا که آنها یاد گرفتهاند که تقریباً منحصراً به خود اتکا کنند، وقتی شریک زندگی عاشقانهشان برای رفع نیازهای هیجانی به آنها وابسته شود ، احساس ناراحتی و اغلب رنجش میکنند. این افراد از تجربه هرگونه هیجان بیزار هستند و اغلب از نظر شناسایی هیجاناتی که احساس می کنند ، از خودآگاهی کمی برخوردارند ، بنابراین درک هیجانات دیگران حتی گیج کنندهتر و ناامیدتر است. به طور کل ، برای شخصیت اجتنابی ، هرگونه احساسات منفی ناخواسته و تحریک کننده هستند ، خواه این هیجانات مربوط به خود آنها یا دیگران باشند.
چه اتفاقی می افتد که شخصیت اجتنابی احساسات منفی را تجربه کند یا مجبور شود احساسات منفی را در شریک زندگی خود تصدیق کند؟ آنها عقب نشینی کرده و خود را منزوی می کنند ، و درگیر رفتارهایی می شوند که از نظر بالینی از آنها به عنوان رفتارهای اجتنابی یاد می شود. آنها آشکارا در تلاش هستند با این روش ها از شریک زندگی و محتوای عاطفی او جدا شوند: اجتناب از نزدیکی جسمانی (گرفتن دست، در آغوش گرفتن یا فعالیت جنسی). اجتناب از هرگونه گفتگوی عمیق، منزوی شدن در یک نقطه خاص از خانه ؛ اغلب خودداری از دادن تعهد برای آینده؛ نگفتن جملاتی مانند “دوستت دارم” ؛ تأیید نکردن ، کامل نشنیدن یا پاسخ ندادن به هیجانات شریک زندگی؛ جلو یا پشت سر شریک زندگی حرکت کردن در هنگام پیادهروی ؛ به حداقل رساندن یا رد کامل ناامیدی های به حقی که شریک زندگی نسبت به آنها ابراز میکند ؛ و اغلب، فرار از رویارویی با پیچیدگی هیجانی ، به صورت رفتارهای اعتیادآور جنسی ، پورنوگرافی ، قمار یا اعتیاد.
برای همسر کسانی که دارای شخصیت اجتنابی هستند ، تجربه تلاش برای درک آنها اغلب گیج کننده است. همسر این افراد غالباً غرق در تلاش برای فهم اینکه شخصیت اجتنابی چه میخواهد یا در حال برقراری چه نوع ارتباطی است هستند ، و معمولاً در انجام این کار احساس گم گشتگی می کنند و نمی دانند چه فکری کنند.
بخشی از دلیل گیج کننده بودن شخصیت اجتنابی برای این همسران مربوط به این واقعیت است که تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی چیزی نیست که مردم به طور منظم در مکالمه های روزمره یا رسانه ها بشنوند. برخلاف خودشیفتگی یا تا حدودی اختلال شخصیت مرزی ، شخصیت اجتنابی شخصیتی است که زیاد مورد توجه قرار نمی گیرد و باعث می شود عموم مردم تا حد زیادی نسبت به اینکه این مجموعه منحصر به فرد از ویژگی های شخصیتی یک اختلال است که دارای برچسب بالینی است بی اطلاع باشند. اگرچه برخی برچسب ها را بی معنی یا مفید نمی دانند ، اما همسر افراد دارای شخصیت اجتناب ممکن است نظر دیگری داشته باشند. هنگامی که آنها در مورد این اختلال آموزش می بینند ، ناگهان یک لیست بلند بالا از رفتارهای گیج کننده شریک زندگی آنها واضح و قابل فهم میشود. به زبان ساده ، همه چیز منطقی به نظر می رسد ، به همسر این افراد اجازه درک این مسئله که این افراد از یک آسیب روانی واقعی رنج می برند داده میشود و بنابراین آنها اطمینان مییابند که دیگر مجبور نیستند رفتارهای ناکارآمد هیجانی را شخصاً بر دوش بگیرند.
محدودیت هایی حاکم بر رابطه عاشقانه که در آن همسر شما دارای شخصیتی اجتنابی است مزمن و شدید است. در حالی که معیار طلای یک رابطه عاشقانه شامل صمیمیت عاطفی و برابری است ، رابطه با شخصیت اجتنابی بسیار متفاوت است. به دلیل محدودیتهای موجود در اختلال شخصیت اجتنابی ،این فرد به دنبال نزدیکی عاطفی یا ارتباط آزاد و روان درباره افکار و احساسات شخصی نیست.
جهت گیری اصلی شخصیت اجتنابی این است که به خود متکی باشد و از هرگونه وابستگی واقعی به شخصی دیگر جلوگیری کند ، صرف نظر از اینکه این فرد دوست ، عضو خانواده یا شریک عاشقانه باشد. این افراد در زندگی تا حد ممکن خودمختار عمل می کنند. توجه به این نکته مهم است که آنها نه تنها نمی خواهند از نظر عاطفی به شما وابسته باشند ، بلکه نمی خواهند از نظر عاطفی بیش از حد به آنها وابسته باشید. اگر با مشکلات عاطفی روبرو هستید یا ادعا می کنید که برای رفع نیازهای جسمی یا عاطفی خود آنها را می خواهید یا به آنها احتیاج دارید ، آنها اغلب احساس رنجش می کنند و خاموش می شوند.
انگیزه اصلی و مکانیسم دفاعی خود محافظتی شخصیت اجتنابی، پرهیز از نزدیکی زیاد با شریک زندگی است ، خصوصاً در مواقع استرس. آنها از منظر ساده اما مشکل ساز زیر عمل می کنند: “معامله از این قرار که ما با هم زندگی میکنیم اما زندگی جداگانه خودمون داریم.” یک محقق درباره شخصیت اجتنابی به طور مختصر با استفاده از استعاره زیر این پویایی را توضیح می دهد: “من تو را در خانه خود میخواهم ، اما نه در اتاقم … مگر اینکه ازت بخواهم” (تاتکین ، 2009).
با توجه به وجود چنین چالشهای جامعی برای ایجاد رابطه عاشقانه با شخصیتهای اجتنابی ، اکثریت قریب به اتفاق افراد رابطه با چنین افرادی را ناامیدکننده و بسیار ناخوشایند می دانند. با این حال مردان و زنانی هستند که می توانند به روشی با شخصیت اجتنابی رابطه برقرار کنند. کسانی که می توانند حداقل تا حدودی راضیت بخش با یک شخصیت اجتنابی زندگی کنند ، افرادی هستند که صمیمیت عاطفی بالایی با شریک عشقی خود نمیخواهند، یا به آن نیاز ندارند. چنین افرادی ممکن است بدون نیاز به برقراری سطح بالایی از ارتباطات در مورد افکار و احساسات ، راضی به زندگی مشترک باشند.
یکی از راه های تفکر درباره اینکه آیا می توانید رابطه خوبی با شخصیتی اجتنابی برقرار کنید این است که از خود این سوال را از خود بپرسید: “چقدر می خواهم به شریک زندگیام نزدیک باشم؟” در حالی که این سوال ساده انگارانه یا حتی مسخره به نظر می رسد ،اما این سوال ریشه در میزان ارتباط عاطفی که در یک اتحاد عاشقانه جستجو میکنید دارد. اگر شریکی می خواهید که از نظر احساسی با او ارتباط برقرار کرده و عضوی از یک تیم باشید ، یک شخصیت اجتنابی احتمالاً برای شما مناسب نیست. اگر بسیار مستقل هستید ، به اشتراک عاطفی یا ارتباط زیادی احتیاج ندارید و تمایل دارید شرایط فعلی خود را به روشی که اتخاذ کردهاید بپذیرید ، ممکن است بتوانید با آنها رابطه رضایت بخش یا نیمه رضایت بخشی داشته باشید.
منبع: ترجمهای از این مقاله

