هنگامی که با شخصی که دارای اختلال شخصیت مرزی [1](BPD) است زندگی میکنید، ممکن است احساس کنید درگیر چرخه های تکراری در رابطه هستید. یادگیری در مورد این وضعیت میتواند به شما در مقابله با مشکلات رابطه کمک کند.
اگر با فردی مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (اجازه دهید از اینجا به بعد به اختصار از حروف BPD برای اشاره به این عنوان استفاده کنیم) در رابطه بوده باشید، احتمالا میدانید که گاهی اوقات ممکن است با طوفانی از احساسات غیر قابل پیش بینی روبهرو شوید.
چرخه رابطه در BPD اغلب شامل برخی از اوج و فرودهای عاطفی است که احتمالا شما را گیج و ناامید میکند.
شاید دیده باشید که شریک زندگی شما حملات غیرمنتظرهای از خشم، اضطراب یا افسردگی را تجربه می کند. با اینکه در کل شما را دوست دارد، ناگهان شروع به طرد کردن میکند یا به دلایل گیج کنندهای عمیقا ناراحت میشود.
این تذکر را جدی بگیرید که اختلال شخصیت مرزی یک تشخیص حرفهای مرتبط با سلامت روان است. این یک انتخاب شخصی نیست و نمیتوانیم به صورت غیر حرفهای این برچسب را به خودمان یا دیگران بزنیم.
اگرچه آنچه مورد اشاره قرار گرفت یک تشخیص واحد است اما هرکسی BPD را متفاوت تجربه میکند ، بنابراین ارتباط با فردی که BPD دارد، میتواند چالش های خاص خود را به همراه داشته باشد.
با این حال، راههای مختلفی برای مدیریت این چالشها وجود دارد و یادگیری بیشتر در مورد این وضعیت میتواند به شما در مدیریت تنشهای رابطه کمک کند.
آیا چرخههای قابل شناسایی در رابطه با افراد دارای BPD وجود دارد؟
دورهها یا چرخههای عاطفی اغلب برای افرادی که با اختلال شخصیت مرزی زندگی میکنند یک واقعیت است. این مسئله می تواند بر روابط تأثیر جدی بگذارد.
چرخه رابطه در BPD به یک سری از بالا و پایینهای تکرار شونده و مداوم در رابطه اشاره دارد.
اول، همه چیز خوب، نشاط آور و امن است – آنها ممکن است شما را به عنوان فرد مورد علاقه خود تصور کنند. در شروع رابطه، شریک زندگی شما با BPD ، ممکن است تمایل داشته باشد شما و هر کاری را که انجام میدهید ارزنده سازی[2] کند.
آنها تمام توجه خود را روی شما متمرکز میکنند، ستایشتان کنند و توجه شما را میخواهند. گویی فقط نکات مثبت را ببینند و احساس میکنند که شما با علاقه و احساسات آنها مطابقت دارید.
با پیشرفت هر چه بیشتر رابطه، آرمانی سازی کاهش مییابد و برعکس موقعیت برای ناارزنده سازی[3] افزایش می یابد.
ممکن است همسرتان، بدون هیچ تغییری در شرایط و یا در واکنش به موقعیتی که از نظر شما هم مهم هست، اما لزومی برای پاسخ کوبنده نمیبینید، ناگهان احساس کند که به اندازه کافی در زندگی مشارکت نمیکنید، به اندازه کافی اهمیت نمی دهید یا به اصطلاح رفیق نیمه راه هستید. سپس او شروع به تمرکز بر جنبه های منفی رابطه میکند یا به سختی نشانههایی از احساس امنیت را در ارتباط با شما به یاد میآورد.
این ارزنده سازی و ناارزنده سازی را غالبا میتوان در قالب چرخههای ارتباطی در BPD یا مراحل آسیب رابطه در BPD فرمول بندی کرد.
این هشدار را از یاد نبرید که این مراحل بدان معنا نیست که همه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی به روشی مشابه عمل میکنند یا الگوهای مشابهی را تکرار میکنند. اما این احتمال وجود دارد که برخی از این رفتارها و نگرش ها را در رابطه با فرد مبتلا به BPD ، که با او در ارتباط هستید شناسایی کنید.
چرخه رابطه در اختلال شخصیت مرزی عموما شامل شش مرحله است:
مرحله یک
شریک زندگیتان شما را به معنای واقعی کلمه “همه کَس” میببیند. در این مرحله شما یک شریک زندگی کامل هستید و بر همه چیز اولویت دارید. این مرحله مدت کوتاهی پس از ملاقات یا برقراری رابطه رخ میدهد.
آنها هرگز دست از تلاش برای به دست آوردن وقت و توجه شما برنمیدارند و به نظر میرسد که کاملاً در رابطه سرمایه گذاری کردهاند.
مرحله دو
اضطراب و ترس از رها شدن در شریک زندگی شما ظاهر میشود.
احتمالا آنها در این مرحله به برخی از حوادث حساس شوند، مانند یک تماس از دست رفته یا کار به تعویق افتاده.
علائم BPD مانند ترس از رها شدن یا افکار پارانویاگونهی مرتبط با استرس میتواند باعث شود که شریک زندگی شما این اتفاقات مجزا را زنجیره وار ببیند، به این معنی که دیگر علاقه ای به رابطه ندارید، به او توجه نمیکنید، دیگران را نسبت به او ترجیح میدهید یا حتی میخواهید او را ترک کنید.
مرحله سه
در پاسخ به ترس از رها شدن ، شریک زندگی شما ممکن است شروع به امتحان کردن شما کند یا از آزمون های کوچک طرد استفاده کند.
این آزمایشها میتواند منجر به شکل گیری احساسات منفی و در نتیجه مشاجره شود و در نهایت این مشاجرات، توسط شریک زندگی شما به عنوان راهی برای تلاش در جهت زنده نگه داشتن گرمای رابطه در مقابل سردی حاصل از طرد و دوری تلقی شود.
مرحله چهار
فردی که تشخیص BPD دریافت میکند، ممکن است بدون داشتن احساس رضایت یا امنیت کافی پس از تلاشهایی که در جهت آزمایش شما داشته است، به فاصله گذاری تعمدی متوسل شود. ترس از رها شدن باعث میشود آنها سعی کنند قبل از اینکه او را ناامید یا طرد کنید، خودشان شما را ترک کنند.
این مسئله ممکن است برای شما گیج کننده و برای خود او هم دردناک باشد. حتی تعارض حاصل شده و نشان دادن احساسات منفی از سوی شما، احتمالا باور وی مبنی بر اینکه اشکال صرفا در رابطه عاطفی یا شخص شما است را عمیقتر میکند.
احتمالا در طول این مرحله، شریک زندگیتان روی افکاری متمرکز میشود که به او نشان میدهد شما میخواهید وی را ترک کنید یا به او اهمیت نمیدهید، اما ممکن است این افکار را پنهان کند و ظاهر را طوری حفظ کند که گویی همه چیز خوب است. آنها می توانند به طور متناوب از شما بخواهند که احساسات و علاقهتان را به او یادآوری کنید.
مرحله پنجم
تنش ها در این مرحله به طرفین رابطه احساس درماندگی و فرسودگی میدهد. اگر شریک زندگی شما با BPD زندگی میکند اما شما از آن بی خبر هستید، اینجا مرحلهای است که شاید رابطه پایان یابد.
شما احتمالا متوجه نمیشوید که چرا همه چیز رو به سقوط است. و غالبا در مورد تغییرات در نگرش و رفتار شریک زندگی خود احساس سردرگمی زیادی میکنید. شاید اگر شریک زندگی شما از تشخیص خودش آگاه باشد اینجا سعی کند به طور ناگهانی همه چیز را به عنوان آخرین تلاش برای نجات رابطه به شما توضیح دهد.
مرحله ششم
شانس زیادی وجود دارد که در صورت پایان یافتن رابطه، فردی که تشخیص BPD دریافت میکند در دام افکار خود ناارزنده ساز فرو رفته و علائم افسردگی را تجربه کند. شاید آنها به خود بگویند که بی ارزش هستند یا چنان احساسات مخربی را تجربه کنند که برخی رفتارها را در جهت به خطر انداختن امنیت یا سلامت خودشان انجام دهند.
همچنین ممکن است چرخه رابطه با ارزندهسازی مجدد، از نو شروع شود. آنها ناگهان به یاد میآورند که شما چقدر خوب و مهربان بودید و به این فکر کنند که آیا میتوانند رابطه را ترمیم کنند؟. در نتیجه دوباره تلاش میکنند پیوندتان از نو برقرار شود.
در اینجا اگر رابطه به پایان نرسد و شما از کدورتها عبور کنید (نه اینکه برای آنها راه حل پیدا کنید)، احتمالا جایی دیگر چرخه را دوباره از نو شروع میکنید. واضح است که پایان یافتن چرخهها با درمان شدن فرد مبتلا به BPD، همراهی شریک زندگی و در صورت لزوم زوج درمانی امکان پذیر است.
چرخه ارتباطی در BPD چقدر طول می کشد؟
هیچ جدول زمانی مشخصی برای پیش بینی بروز یا طول زمان چرخههای ارتباطی در BPD وجود ندارد.
شاید برای فردی با شخصیت مرزی چند ساعت یا چند روز طول بکشد تا مراحل را طی کند. ولی این بدان معنا نیست که روابط برای افراد با تشخیص BPD لزوما کوتاه خواهند بود . از نظر شدت علائم برای آنها ، دورههای شدید اضطراب، افسردگی و خشم ممکن است تنها چند ساعت طول بکشد و پس از آن دورهای از لحاظ عاطفی با ثباتتر در پیش باشد.
شدت یا طول مدت این چرخهها معمولا به این موارد بستگی دارد:
- شدت علائم خود بیمار
- میزان حمایت دریافتی از شریک زندگی و سایر اطرافیان
- تحت درمان بودن فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی
- سایر منابع حمایتی مانند گروههای همیار، وجود شغل و منابع درآمدی و …
برخی از چرخه های رابطهای در BPD ممکن است طی ماه ها یا سال ها، بسته به شدت علائم رخ دهند.
آیا چرخه رابطه در BPD همیشه اتفاق می افتد؟
چرخههای یاد شده در روابط افراد مبتلا به BPD جزء علائم تشخیصی رسمی این اختلال نیست و لزوما همه آن را تجربه نمیکنند. همچنین هنوز تحقیقات فراگیری در مورد آن وجود ندارد.
با این حال، مشاهدات بالینی و ادبیات پژوهشی تأیید کردهاند که این چرخهها یک نگرانی مشترک برای افراد مبتلا به BPD و شرکای زندگی آنها ایجاد میکنند.
این مراحل ممکن است اصلا در یک رابطه اتفاق نیفتد یا در هر رابطه سیر متفاوتی داشته باشد. در واقع، بسیاری از افراد مبتلا به BPD حق دارند و میتوانند در جهت داشتن روابط سالم و موفق تلاش کنند.
ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت مرزی بر اساس DSM5[4]
یک الگوی نافذ از بی ثباتی در روابط بین فردی، خودانگاره، عواطف و تکانشگری بارز که در اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینههای مختلف بروز کرده و با پنچ (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص میشود.
۱- انجام تلاشهای همراه با اضطراب و توأم با سراسیمگی برای اجتناب از رها شدن واقعی یا خیالی (این تلاش ها شامل خودکشی و خودزنی در ملاک ۵ نیست).
۲- بیثباتی در روابط بین فردی به صورت الگویی که مشخصهاش تناوب میان دو قطب افراطی است: آرمانینمایی و نا ارزنده سازی.
۳- آشفتگی هویت؛ بیثبات بودن واضح و دائم خودانگاره یا احساس فرد در مورد خودش.
۴- تکانشی بودن حداقل در دو حوزه از حوزههایی که بالقوه به فرد صدمه میزنند. (مثلاً خرج کردن پول، روابط جنسی، سوء مصرف مواد، بیملاحظه رانندگی کردن، پرخوری). (شامل خودکشی و خودزنی در ملاک ۵ نیست).
۵- رفتار، ژست، یا تهدید به خودکشی به صورت مکرر، یا خود زنیهای مکرر.
۶- بیثباتی در حالت عاطفی و احساسی به صورت واکنشپذیری آشکار خلق (مثل ملال، تحریکپذیری، یا اضطراب شدید و حملهای [اپیزودیک] که چند ساعت طول بکشد و به ندرت بیش از چند روز است)
۷- احساس پوچی مزمن
۸- نامتناسب و شدید بودن خشم یا دشواری در کنترل بر خشم (مثلاً تندخویی پیاپی، خشم دائمی، نزاع های مکرر)
۹- بروز افکار پارانوییدی یا علایم شدید گسستگی به صورت گذرا و در مواقع فشار روانی (استرس)
درمانگران و محققان هنوز دلایل دقیق بروز اختلال شخصیت مرزی را تعیین نکردهاند. ما میدانیم که این اختلال یک انتخاب شخصی نیست و مدیریت آن برای فرد چالش برانگیز است. با این حال به نظر می رسد تروماهای دوران کودکی، و بعضا سوء استفاده از کودک، یکی از عوامل مؤثر در ایجاد علائم باشند. همچنین وجود برخی عوامل ژنتیکی و تفاوت ها در مغز نیز مورد توجه قرار گرفته است. در تمام زمینههای یاد شده تحقیقات در حال پیگیری است.
پشت پرده رفتارهای چرخه ای BPD در روابط
چرخههای مورد بحث اغلب نمایی از نحوه بروز علائم اختلال شخصیت مرزی را نشان میدهند. دقت کنید که فردی که تشخیص BPD دریافت میکند عمدا در حال خراب کردن رابطه نیست.
این یک سوء برداشت رایج است که همه افراد مبتلا به BPD جویای توجه هستند. در واقع، در زیر این رفتارها، اغلب ناراحتی و رنج زیادی نهفته است. این علائم نشان دهند که شریک زندگی شما در تنظیم هیجانات مشکل داشته و خودانگاره ناپایداری دارد.
تغییر سریع احساسات نیز ممکن است به شکل گیری چرخهی ارتباطی کمک کند. شریک زندگی شما با BPD معمولا تغییراتی را در خلق و خو تجربه میکند که از احساس شادی و لذت به اضطراب، ناامنی یا پریشانی تبدیل میشود.
آیا نوعی از خودتخریبی در زمینه این رفتارها نهفته است؟
برخی افراد بر این باور هستند که چرخه رابطه در اختلال شخصیت مرزی توسط “خودتخریبی” تقویت می شود.
خودتخریبی در واقع یکی از ویژگی های برخی از اختلالات شخصیتی است و به عنوان یک عنصر اساسی روانپویشی در BPD مورد تایید قرار گرفت است. این موضوع توسط دکتر جان گاندرسون[5]، در این کتاب راهنمای بالینی به دقت مورد بحث قرار گرفته است.
این گفته گاندرسون، که امروزه هنوز هم مورد توجه است، خود خودتخریبی راهی است که برخی از افراد مبتلا به BPD می توانند از طریق آن پاسخ های مراقبتی مورد نیاز خود را از اطرافیان طلب کنند.
در رابطه، خودتخریبی از سوی فرد مبتلا به شخصیت مرزی میتواند عامل دریافت جلوههایی از عشق و نگرانی را از طرف شریک زندگی باشد که به خاطر بیتوجهی سرزنش شده است. از آنجایی که فرد مبتلا به BPD اغلب برای تجربه و بیان احساس خود مشکل دارد، این رفتارها تلاشهایی برای دریافت اطمینان پیدا کردن از خوب پیش رفتن وضعیت رابطه است.
در حالی که این خودتخریبی ممکن است به طور موقت انتظارات فرد مبتلا به BPD را برآورده کند، اما در نهایت، به احتمال زیاد تکرار چرخههای آسیب رسان در رابطه را تسریع میکند.
آیا می توانید با فردی که BPD دارد رابطه سالمی داشته باشید؟
در نهایت میتوان تحت شرایط معینی به این سوال پاسخ مثبت داد. این شرایط شامل دریافت درمان تخصصی به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. زندگی با BPD به این معنی نیست که فرد نمیتوانید یا نباید روابط پایدار و سالمی برقرار کند یا او محکوم به تنها ماندن است.
با این حال، روابط بین فردی یک چالش مهم برای اکثر افراد مبتلا به BPD است. این چالش ها معمولاً با حمایت و درمان حرفهای در کنار تعهد و انگیزه خود فرد برای درمان قابل مدیریت هستند .پس درمان اختلال BPD و در صورت لزوم، زوج درمانی برای شریک زندگی که با او در رابطه است در اکثر موارد راه گشا است.
یک مطالعه زناشویی طولی نشان داد که در حالی که BPD نشان دهنده سطوح پایین رضایت زناشویی و سطوح بالاتر مشکلات زناشویی است، لزوما پیش بینی کننده طلاق نیست.
نمای رابطه عاشقانه با یک فرد مبتلا به BPD بدون دریافت درمان متناسب، در یک کلام طوفانی است. با این حال، افراد مبتلا به BPD میتوانند فوق العاده دلسوز و مهربان نیز باشند.
شما و شریک زندگیتان که به دنبال دریافت خدمات تخصصی مشاوره و روان درمانی از یک متخصص سلامت روان هستید، میتوانید از امکان تغییر مثبت در رابطه خود بهره بگیرید.
اگر با فردی مبتلا به BPD در ارتباط هستید، چگونه با آن کنار بیایید
نکاتی برای تعامل با شریک زندگی شما که تشخیص تخصصی BPD دریافت کرده است عبارتند از:
- شرکت در زوج درمانی.
- حمایت و تشویق شریک زندگی خود برای دنبال کردن درمان .
- یادگیری در مورد BPD برای درک بهتر علائم و رفتارها.
- تمرین حمایت و صبر در لحظات بروز احساسات.
- حفظ آرامش در هنگام مشاجره.
- تعیین و توضیح مرزها برای کمک به جلوگیری از رفتارهای آسیب رسان.
- وقت گذاشتن برای مراقبت از خود و فعالیت هایی که باعث شادی شما می شود.
- ایجاد یک شبکه حمایتی برای لحظاتی که شریک زندگی شما در دسترس نیست.
[1] borderline personality disorder
[2] Idealization
[3] devaluation
[4] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition
[5] John Gunderson, MD

