فرافکنی

یک فرآیند ناخودآگاه

فرافکنی ها آگاهانه نیستند و ما ناهشیارانه آنها را انجام می‌دهیم. فرافکنی دسته‌ای از دفاع های روانشناختی ناخودآگاه است که در آن ویژگی‌هایی از یک فرد به شخص یا اشخاص دیگری نسبت داده می‌شوند. دانشنامه بریتانیکا فرافکنی‌ روان‌شناختی را این‌گونه تعریف می‌کند: «فرایند ذهنی که از طریق آن افراد آنچه را در ذهن خود دارند به دیگران نسبت می‌دهند».

انجمن روان‌شناسی آمریکا می‌گوید فرافکنی فرآیندی است که طی آن فرد ویژگی‌های مثبت یا منفی، تأثیرات و انگیزه‌های فردی خود را به فرد یا گروه دیگری نسبت می‌دهد[1]

همه ما تا حدی فرافکنی‌ می‌کنیم. ما احساسات، عقاید، افکار، باورها و معیارهای خود را به دیگران فرافکنی می‌کنیم.


نمونه هایی از فرافکنی

زنی که رابطه نامشروع دارد، شوهرش را به خاطر  کاری که او نکرده سرزنش و توبیخ می کند.

فردی که درگیر رابطه‌ای فرازناشویی شده، همسرش را برای کشف رابطه پنهانی او تحت فشار قرار می‌دهد.

پسری خشم خود را از پدرش پنهان می کند و نگران است که پدرش از دست او عصبانی باشد.

حالا که می‌دانیم فرافکنی چیست سوالات مهمی پیش کشیده می‌شود.

فرافکنی چگونه باعث آشفتگی در روابط می شود؟

چگونه فرافکنی دیگران را نسبت به خودمان تشخیص دهیم؟ چگونه با دیگران در مورد فرافکنی‌های آنها صحبت کنیم؟ چگونه فرافکنی های خود را نسبت به دیگران تشخیص دهیم؟


فرافکنی ها اغوا کننده هستند

بسیاری از افراد فرافکنی های دیگران را به عنوان تصویر واقعی از خود می پذیرند، شاید برای شما عجیب به نظر برسد اما این موضوع آنچنان غریب یا غیر ممکن نیست. والدی را تصور کنید که از خودشیفتگی رنج می‌برد. در یک فرایند آسیب‌رسان پرتکرار، او بخش‌های غیر قابل پذیرش از اعمال، افکار یا احساسات خود را به فرزندش فرافکنی می‌کند و این تصویر به مرور زمان در کودک نهادینه می‌شود.

پس این کودک در بزرگسالی ممکن است واقعا تصویر تثبیت شده‌ای از خود داشته باشد که در واقع در نتیجه فرافکنی های مکرر و پایدار از کودکی تا به حال شکل گرفته است. تصویری ناخوشایند با مضامینی مانند: «من بی عرضه هستم… کسی من را دوست ندارد… من سزاوار سرزنش هستم».

این تصور می‌تواند منجر به رنج غیرضروری همراه با گیجی، پشیمانی، احساس گناه، تنفر، شرم، ناامیدی و عصبانیت توسط فردی شود که احساسات، باورها یا ایده های فرافکن شده دیگران را نهادینه کرده است.


تشخیص زمانی که به دیگران فرافکنی می کنید

آیا اغلب وقتی درباره افکار، احساسات یا انتظارات خودتان درباره دیگران صحبت می‌کنید، آنها را عصبانی می‌کنید؟ آیا نمی‌توانید همدل باشید و از منظر شخص دیگری دیدگاه وی را ببینید؟ آیا دیدگاه خود را با نظر دیگران مخلوط می‌کنید و نمی‌توانید آنها را به خوبی از هم تفکیک کنید؟ آیا دیگران بسیار تلاش می‌کنند با ارائه شواهد نظر شما را اصلاح کنند اما موفق نمی‌شوند تا اینکه گذر زمان و اثبات امر از راه‌های دیگر شما را متوجه اشتباهاتان ‌می‌کند، در حالی که احتمالا بسیار دیر شده است؟  اگر چنین است، ممکن است شما در حال فرافکنی بخش‌های از وجود خودتان به دیگران باشید.

البته که همه ما گاهی به شکل ناخودآگاه از فرافکنی و سایر فرایندهای دفاعی استفاده می‌کنیم اما اگر استفاده از این فرایند و سایر مکانیزم‌های دفاعی به امری ناسازگار، پرتکرار و آسیب رسان تبدیل شود که بهداشت روانی و روابط بین فردی‌مان را تحت تاثیر قرار دهد، آنگاه بهترین گزینه پیش رو دریافت خدمات روان درمانی است.

پس تردید نکنید و اولین گام را بردارید.


تشخیص فرافکنی های دیگران نسبت به خودتان

ممکن است شخص دیگری به طور ناگهانی، بگوید که می داند شما عصبانی یا غمگین هستید، بد‌رفتاری می‌کنید و یا نیاتی را برای اعمال شما در نظر می‌گیرد که باعث بهت و تعجب شما می‌شود.همان قدر که ممکن است آنها درست بگویند (مثل زمانی که تُن صدایتان از خشم بالا رفته اما وقتی از شما سوال می‌شود آیا عصبانی هستی؟ با فریاد جواب می‌دهید نه!) و حق با آنهاست، شما در آن لحظه خودآگاهی پایینی نسبت به تجربه هیجانی خودتان دارید.

احتمال اینکه آنطور که آنها ادعا می‌کنند احساس یا باور نکنید و پس رفتارهای شما انگیزه پنهانی نهفته نباشد نیز وجود دارد. اگر فکر می‌کنید که دیدگاه آنها اشتباه است، می‌توانید احتمال وجود فرافکنی را هم در نظرات بگیرد. حالا چطور از عهده تمایز دادن این پیچیدگی برآییم؟

بهترین گزینه درمان است و شاید این روش های ساده به ایجاد روشن نگری برای پیگیری بیشتر به شما کمک کند.

اما ابتدا هشدار زیر را بخوانید و  هرگز بدون در نظر گرفتن آن پیش‌ نروید.

هشدار اول!

به یاد داشته باشید هیچ گاه از به کار بردن عبارت فرافکنی (و به طور کلی ساز و کارهای دفاعی) در جهت حمله به دیگران استفاده نکنید. زدن برچسب شتاب زده فرافکنی به هر چیزی، نه تنها به ما کمک نمی‌کند بلکه باعث فرو رفتن هر چه بیشتر خود و روابطمان در اعماق تاریک آسیب خواهد شد. وظیفه شما در اینجا ایفای نقش یک کاوشکر فعال است نه درمانگر خود یا دیگران شدن.

به یاد داشته باشید ما به شکل ناهشیار به این فرایندها احتیاج داریم زیرا ظرفیت تحمل واقعیت همراه با اضطراب هنوز در ما وجود ندارد و رها کردن دفاع ها باید همراه با ایجاد ظرفیت پردازش هشیارانه واقعیت باشد. اگر کشف و خنثی کرده فرایندهای دفاعی چنین سهل و در دسترس بود نه ما در ورطه آنها گرفتار می‌شدیم و نه به وجود آمدن  و انجام درمانی لازم بود.

هر بار قبل از اینکه فرایند زیر را شروع کنید هشدار داده شده بالا را به خودتان یادآوری کنید. بعد می‌توانید از خودتان بپرسید: «آیا واقعاً در مورد من صحبت می‌شود؟ آیا من به همان شکلی که این شخص ادعا می‌کند باور دارم یا رفتار می‌کنم؟ آیا ممکن است در پس حمله‌ای که به خود احساس می‌کنم حقیقتی نهفته باشد؟» اگر پاسخ روشنی نمی‌یابید (به احتمال زیاد اینگونه است)، از آنها نظرشان را در مورد این موضوع بخواهید تا بحث بازتر شود.


چگونه در مورد فرافکنی ها با دیگران صحبت کنیم

در ابتدا خوب است که همه ما از مفهوم فرافکنی آگاه باشیم و بتوانیم مصادیق آن را در رفتار و افکار خودمان شناسایی کنیم. پس در صورت امکان به عنوان یک آموزش روانشناختی در زمانی که تنشی وجود ندارد و احتمال به وجود آمدن تعارض در کم ترین حالت است، در جهت افزایش توسعه مهارت های فردی و خودشناسی، خودتان و افراد مهم زندگی تان را با این مفهوم آشنا کنید تا در صورت لزوم در زمانی که فرافکنی رخ می‌دهد گفتگو و تعمق در این رابطه با سهولت بیشتری انجام شود.

حالا فرض کنید چنین جمله‌ای را با لحن خشم آلود می‌شنوید، «تو از من منتفری… با شلخته‌‌های همیشگیت بهم نشون می‌دی که چقدر از من بدت میاد! همیشه ریخت و پاش هات جا می‌گذاری تا من باهاش آزار بدی…»

خوب! ابتدا بگذارید اطلاعات مرتبط با فرافکنی احتمالی را مورد گفتگو قرار دهیم.

ابتدا سعی کنید با او احساس او – و نه لزوما محتوایی که می‌گوید- همدلی کنید. در صورتی که احساس او را ( در اینجا خشم) شناسایی می‌کنید، به آن اعتبار بخشی کنید «متوجه شدم که الان از من عصبانی هستی». شاید وقتی احساس می‌کنید چیزی غیر منصفانه شنیده‌اید این کار سخت باشید اما به یاد داشته باشید تا زمانی که امکان گفتگو فراهم نشود چیز زیادی را نمی‌توان بهبود بخشید.

پذیرا و گشوده خاطر، در موضع اکتشافی با موضوع برخورد کنید. از طرف مقابل سوالات روشن بپرسید. کمک کنید تا مشخص شود ایده یا احساسات متعلق به کدام شخص است.

در هر رابطه دو نفر حضور دارند. هر دو نفر باید بررسی کنند که خود و طرف مقابل چه کاری انجام می‌دهند، چگونه فکر می‌کنند و  احساسشان چیست.

سعی کنید این جمله‌ای که شنیده‌اید را قاب بندی مجدد کنید تا این گزاره کلی به وضعیتی اینجا و اکنونی تبدیل شود، «آیا چیزی الان باعث آزار تو شده؟» یا «نزدیک‌ترین مثال از موضوعی که باعث عصبانی شدن تو شده چیه؟» با گفتن جمله‌ای شبیه به «اینجا از کلمه تنفر استفاده کردی، میشه بیشتر توضیح بدی؟ این احساس متعلق به کیست؟ تنفر من به تو یا برعکس؟» هوشیاری و خودآگاهی بیشتری در رابطه با احساسات مطرح شده ایجاد کنید. اگر تنفری در خودتان نمی‌بینید از خودتان سوال کنید پس احساس شما در این موقعیت نسبت به او چیست؟

به یاد داشته باشید که جواب این سوال نمی‌تواند «هیچ» باشد. موضع ما در مقابل فرافکنی احتمالی آن هم از طرف افراد مهم و نزدیک زندگی‌مان «هیچ» نیست. همچنین اگر او با مفهوم فرافکنی آشنا است بررسی کنید آیا می‌توانید با پرسشی غیر جهت دار، کنجکاوی و آگاهی او را در رابطه با در نظر گرفتن احتمال فرافکنی برانگیزید؟ یادآوری کنید که شما دوست دارید دیدگاه او را درک کنید تا رابطه خودتان را با او بهبود ببخشید.آنگاه فرصتی پیدا کنید تا دیدگاه خودتان را هم مطرح کنید.

شما باید همانند کودکی که با دقت و کنجکاوی و صبورانه لاستیک دوچرخه‌اش را برای پیدا کردن محل پنچری وارسی می‌کنید عمل کنید. شاید حتی در بطن فرافکنی های آسیب زا نکته‌ای نهفته باشد که باعث شود شما تغییراتی در جهت رشد خودتان ایجاد کنید. چنین مواجهه‌ی فعالانه و به دور از فضاوتی است که کمک می‌کند در روابط خودتان با دیگران عملکرد بهتری داشته باشید و درک عمیقی ایجاد می‌کند که قبلاً نداشته‌اید.

هشدار آخر!

لازم است همیشه به یاد داشته باشید که شما مسئول کشف و خنثی سازی فرافکنی دیگران نیستید و هر نوع اقدام شبه درمانی از جانب افراد غیر متخصص در جایگاهی غیر از روان درمانی های تحلیلی تعریف شده و از طرف درمانگر واجد صلاحیت باعث آسیب به شما، دیگران و روابط بین فردی خواهد شد.

فرایندهای فوق فقط به شما کمک می‌کند که تا حدی از همانندسازی با فرافکنی‌ها اجتناب کنید و خود را از آسیب های احتمالی دور نگه دارید.

در هر دو حالت، اگر احساس می‌کنید هدف فرافکنی دیگران هستید و از آن آسیب دیده‌اید فقط می‌توانید برای کمک به خودتان به درمان بروید و اگر در حال فرافکنی به دیگران هستید و احساس می‌کنی به خودتان و دیگران آسیب می‌رسانید باز هم برای کمک به خودتان به درمان بروید.

مسئولیت درمان هر فرد با خود او است نه دیگری. فشار آوردن به فرد فرافکنی کننده برای دریافت درمان، بیشتر به تعمیق شدن باور او به درستی ذهنیت خودش می‌انجامد نه برعکس.

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *