واکنش جنگ یا گریز[1] یک پاسخ فیزیولوژیکی غریزی به تهدیدی خارجی است. این پاسخ واکنشی است که بدون شک ریشه های تکاملی اولیه دارد. وقتی تلاش برای بقا و نجات خود شروع میشود، مغز برای سنجش شرایط وقت نمیگذارد، زیرا واکنش بسیار سریع می تواند به معنای زنده ماندن باشد.
البته فقدان درنگ و تامل به این معنی است که در بسیاری از موارد بدن بیش از حد واکنش نشان می دهد بنابراین برحسب تجربه، بسیاری از ما یاد میگیریم که به سرعت پس از اولین جنگ یا گریز بر خود مسلط شده و پاسخ مناسب را پیدا کنیم تا به نوعی تعادل برقرار شود.
واکنش جنگ یا گریز در شرایطی که فرد ضربههای حاد و مزمن عاطفی را تجربه کند نیز به وجود میآیند . کسانی که روابطی داشته اند که در آن مورد آزار عاطفی، تهدید فیزیکی یا سوءاستفاده جنسی، یا حتی تجاوز قرار گرفته اند، ممکن است نسبت به نشانه های یادآور آسیبها حساسیت حاد داشته باشند. حتی اگر آنها توانسته باشند خود را از آن روابط بد رها کنند، باز هم ممکن است ناخودآگاه آماده باشند تا بدون تأمل نسبت به هر نشانه ای از تکرار آسیب واکنش نشان دهند.
در نتیجه این افراد، ناراحتیای را که در روابط بد قبلی تجربه کردهاند، اکنون به طور نامتناسبی در موقعیت های جدید، و با افراد دیگر نشان میدهند. اگر درگیر چنین شرایطی شده باشید، ممکن است در آن لحظهی فراخوان رویداد آسیب زا، احساس وحشتناکی از آشناپنداری[2] داشته باشید و شروع به نشان دادن واکنش منفی کنید.
در حالی که ممکن است دقیقاً در همان وضعیت پیشین نباشید، چنانکه وقتی که بعداً به واکنش خود فکر میکنید، متوجه می شوید که اساساً وضعیت فعلی با شرایط پیشین یکسان نبوده است. این بازنگری اغلب باعث می شود به خاطر بدرفتاری یا واکنش عجولانه خود نسبت به شریک عاطفی فعلی خود احساس شرم یا گناه کنید.
اینجا چهار نکته برای ارزیابی اینکه آیا ترومای عاطفی گذشته در رابطه فعلی شما سایه افکندهاند یا خیر ارائه شده است.
۱. اگر در رابطه عاشقانه گذشته خود متحمل خیانت شدهاید ، ممکن است زمانی که با شریک زندگی خودتان در ارتباط نیستید دچار وحشت زدگی شوید.
در این شرایط اغلب شما با خشم و ترس پیامک میدهید، تماس میگیرید، و هر کاری که از دستتان برمیآید برای خبر گرفتن از او انجام میدهید. به جای آن به خودتان اجازه دهید از این رفتارهای بیهوده فاصله بگیرد (بیهوده زیرا این رفتارها در واقع به شما کمک نمی کند احساس امنیت و آرامش کنید، بلکه در عوض باعث ایجاد اضطراب بیشتر می شود)، یک قدم به عقب بردارید و از آسیبی که در آخرین رابطه تان متحمل شده اید، عبور کنید.
شاید لازم باشد با یک درمانگر در مورد اینکه چگونه به شما خیانت شده است صحبت کنید تا به شما در این مورد کمک کند و دریابید برای احساس امنیت در رابطه فعلی خود به چه چیزهایی نیاز دارید. شما با کشف ساز و کار آسیب خود، چگونگی فعال شدن آن را یاد میگیرید. این ابتدای راهی است که به شما کمک کند اجازه ندهید این تجربه قدیمی به زندگی جدید شما آسیب برساند.
۲. اگر شریک عاطفی قبلی شما کنترل کننده یا سلطهگر بوده باشد، ممکن است هر زمان که در رابطه جدید با خواسته ها یا نیازهای طرف مقابل مواجه میشوید به شدت تحریک شوید.
ممکن است شریک زندگی جدید شما در واقع سعی در کنترل شما نداشته باشد، بلکه صرفاً خواسته خود را بیان میکند. با این وجود، تحریک خاطرات زخم خورده ممکن است شما را به سمت واکنش فرار یا درگیری با او بکشاند.
در این شرایط در حین صحبت کردن با او یا بعد از آن متوجه میشوید صدایتان را بی جهت بالا بردهاید یا او را نادیده گرفتهاید و یا شاید کاملاً ناتوان و فلج شده باشید. درعوض، سعی کنید با شریک زندگی خود در مورد آنچه قبلاً برایتان پیش آمده و اینکه چقدر احساس کنترل شدن برای شما سخت و مخرب است است، صحبت کنید.
شفافیت شما به شریک زندگی جدیدتان این فرصت را میدهد تا به جای سرزنش کردن یا دلسرد شدن یاد بگیرد که شما با چه پیش زمینهای وارد این رابطه شدهاید و آیا آماده است راههایی را برای بیان نظرات و خواستههای خودش به شکلی که کمتر به شما احساس سلطهگری دهد، در نظر گیرند؟
این روش کمک میکند تا کمتر دچار واکنش افراطی شوید و فرصت پیدا کنید تا در رابطهای جدید و سالم زمینه را برای تقویت عزت نفس و جراتورزی خود فراهم کنید.
۳. اگر در روابط گذشته مورد آزار عاطفی قرار گرفته اید ، غیر معمول نیست که شروع یک رابطه جدید باعث واکنش بیش از حد در شما شود.
در هر ارتباط عاطفی هیجانها و احساسات منفی به وجود میآیند که ضروری است تا با بیان آنها امکان همدلی، حل مسئله و پذیرش فراهم شود. ممکن است در این زمینه شریک عاطفی شما وظیفه خود را به درستی انجام دهد، اما برای شما، این احساس به وجود میآید که انگار دیوارهای رابطه در حال فرو ریختن هستند.
شاید وحشتزده شوید یا با ترس مداوم از ناراحت کردن شریک عاطفیتان زندگی کنید و احتمال مشاجره شما را فلج میکند. درعوض بهتر است، روی نحوه ارتباط با او کار کنید.
بهجای اینکه فرض کنید او همان فرد قبلی است و صحبت کردن با او همان نتایج قبلی را به همراه دارد، به دنبال ایجاد تفاوت باشید. راه حل های جدید یاد بگیرید و روی مهارت های خود کار کنید.
او را بهتر بفهمید، آیا او نسبت به شما حساستر است. آیا حتی وقتی از شما ناراحت است، هنوز هم میتوانند خوبیهای شما را ببینند؟ به خود یادآوری کنید که همه زوجها با هم اختلاف دارند، و اگر هر کدام از شما ناراحت است، میتوانید بدون اینکه مسئله به بحران تبدیل شود، مشکل را حل کنید.
۴. اگر در روابط گذشته مورد آزار جسمی یا جنسی قرار گرفته اید ، ممکن است مستعد داشتن احساسات منفی ناشی از نزدیکی فیزیکی یا لمس باشید.
اگر شریک قبلی شما از نظر جسمی به شما آسیب رساند باشد یا باعث شده باشد احساس کنید که از نظر جسمی خوب نیستید یا حتی احساس بی ارزشی کرده باشید، ممکن است تعاملات جنسی و حتی هر نوع تماس جسمانی، احساسات دردناکی را برایتان فراخوانی کند.
بسیاری از افراد در چنین موقعیتهایی با اجتناب و پا پس کشیدن تلاش میکنند آرامش خود را باز یابند. بدیهی است که این راهکار به ایجاد و پایداری رابطه کمک نمیکند.
قبل از وارد شدن به یک رابطه عاشقانه جدید، در نظر بگیرید که بدن و روان شما به زمان نیاز دارند تا دوباره احساس امنیت کنند. گذر از بدرفتاری فیزیکی به احساس امنیت در حالی که از نظر جسمانی نسبت به شریک زندگی جدیدتان احساس آسیب پذیری میکنید عملی نیست.
کمی استراحت کنید، به خودتان زمان بدهید و با یک درمانگر صحبت کنید تا به شما کمک کند آسیبی که دیدهاید برطرف شود. خودتان را مجبور نکنید که به طور فیزیکی درگیر رابطه شوید. اگر به طور کامل بهبود پیدا نکرده باشید، هر تجربه جنسی جدیدی فقط به آن ضربه اولیه اضافه میکند.
[1] Fight-or-flight
[2] deja vu

