دوست داشتن شخصی که شما را آزار میدهد ممکن است باعث احساس سردرگمی و عدم اطمینان شما از انجام این کار شود. با وجود اینکه نمیتوان تفاوت افراد را نادیده گرفت اما ، چند دلیل عمده وجود دارند که میتواند پاسخ هایی را برای این پرسش فراهم کند؛
چرا شما هنوز هم عاشق این فرد سوءاستفاده کننده هستید؟
شاید رفتارهای سوءاستفاده گرایانهای که تحمل می کنید مشهود باشند و آثار جسمانی برجای بگذارد که به سختی می توان از آنها چشم پوشی کرد. شاید هم آنها در سطح روانشناختی رخ دهند و به قدری پیچیده هستند ، که باعث می شود شما نسبت به اینکه آیا واقعاً مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاید اطمینان نداشته باشید.
افراد دیگر، ممکن است از شما بپرسند ، “خوب چرا ول نمیکنی بری؟” اما این گزینه ممکن است به نظر شما آنقدرها هم ساده نباشد. احساسات شدید و عوامل دیگری نیز در این امر دخیل هستند. در این میان شما، ممکن است نگرانی های دیگری داشته باشید که می تواند از این قبیل باشد، ” صبر کن، اگه عوض بشه چی؟ اگر تقصیر خودت باشه چه؟ ” ” اگه این همون عشق که میگن باشه چی؟ ” داشتن چنین احساسات و افکاری در این حالت غیر معمول نیست.
هر ساله بیش از 10 میلیون بزرگسال در ایالات متحده آمریکا مورد سوءاستفاده همسر یا شریک زندگی عاطفی خودشان قرار میگیرند.بدیهی است که در مقام مقایسه، در ایران آمار قابل اتکایی وجود ندارد و صرفا میتوان به مشاهدات بالینی، که کم تعداد هم نیستند اشاره کرد. در نتیجه چنین تجربهای ممکن است برای هرکسی اتفاق بیفتد و اگر برای شما هم رخ داده است شما مقصر نیستید. ممکن است فردی را که به شما صدمه زده است دوست داشته باشید. همچنین می توانید این مسئله را در نظر بگیرید که با وجود احساس دوست داشتن یک فرد میتوانید از رابطه با او فاصله بگیرید.
- منظور از آزار شریک زندگی عاطفی چیست؟
آزار شریک زندگی عاطفی (همسر یا دوست پسر/دختر) به هرگونه آزار جسمانی ، جنسی و روانشناختی که بین یک زوج در رابطه صمیمانه (دوستی یا ازدواج) اتفاق میافتد، اشاره دارد. که ممکن است شامل رفتارهای زیر باشد.
- تعقیب و کنترل رفت و آمد
- تهدید کردن
- خشونت جسمانی
- خشونت یا اجبار جنسی
- تحقیر
- خشونت کلامی
- اعمال کنترل مالی و فشار اقتصادی
- انجام سایر رفتارهای کنترل کننده
این موراد می تواند در انواع روابط صمیمانه از نظر جنسی یا عاطفی رخ دهد و افراد را از هر جنس ، سن و هر زمینهی فرهنگی، قومی و سطح تحصیلاتی تحت تأثیر قرار دهد.
- چرا بعضی از افراد عاشق همسر سوءاستفادهگر خود هستند؟
احساس عشق نسبت به شخصی که از شما سوءاستفاده می کند غیر معمول نیست. دلایل زیادی وجود دارد که ممکن است این اتفاق بیفتد ، به خصوص اگر تجربه عشق قبل از سوءاستفاده رخ داده باشد. ممکن است حس خاص و غیر قابل توصیفی نسبت به این شخص داشته باشید ، یا ممکن است ویژگی های دیگری وجود داشته باشد که هنوز هم به آنها علاقه دارید. یا شاید او باعث می شوند شما به شکل خاصی احساس کنید یا هر از گاهی با شما مهربان رفتار کند. هنگامی که متوجه شدید برخی رفتارهای او آزار دهنده است ، این احساسات خوب لزوماً از بین نمی روند. البته ممکن است شما را به فکر فرو برند که چگونه می توانید عاشق شخصی باشید که به شما آسیب می رساند؟
اگرچه دوست داشتن با ماندن در رابطه یکسان نیست، اما هنوز هم ممکن است دلایلی برای ترک نکردن این شرایط داشته باشید. مثلا:
- شما از تنها ماندن یا انتقام گرفتن شریک زندگی سوءاستفاده کننده خود میترسید.
- منابع مالی و حمایت لازم برای خروج از این شرایط زندگی را ندارید.
- شما با این شخص بچه دارید.
- اعتقادات و انتظارات مذهبی ، فرهنگ، عرف یا اخلاقی وجود دارد که مانع از دور شدن شما از این شخص می شود.
علاوه بر این دلایل، ممکن است عاشق یک شریک زندگی سوءاستفاده کننده باشید و حتی فکر کردن در مورد ترک او برای شما دشوار باشد. برخی از دلایلی که ممکن است با وجود سوءاستفاده شریک زندگیتان همچنان عاشق یا وابسته او باشید ، عبارتند از:
- تجربه انکار به عنوان یک فرایند دفاعی
- گرفتار شدن در چرخهی سوءاستفاده
- داشتن اختلال یا صفات شخصیتی، یا سبک دلبستگی که باعث می شود شما به شریک زندگی خود وابسته شوید
- گیج شدن توسط تاکتیک های دستکاری روانشناختی شریک زندگی سوءاستفاده کننده
- دیدن تغییرات موقت در شریک زندگی خود که امید به تغییر طولانی مدت را برای شما زنده می کند
- تجربه ناهماهنگی شناختی
- احساس می کنید که می توانید شریک زندگیتان را با عشق خود شفا دهید
- تجربه پیوند ترومایی که، به سندرم استکهلم معروف است.
این دلایل متداول، که اینجا به ترتیب آنها را بررسی خواهیم کرد، باعث می شود همچنان عاشق کسی باشید که به شما آسیب می رساند. اما اینها لزوما بدان معنا نیست که اشکال از شما است. این احساسی است که شما دارید و به همان اندازه که آن را حس میکنید معتبر است. با این حال ، از آنجا که رفتارهای ناهنجار ممکن است یکپارچگی شخصی شما را به خطر بیندازد ، توجه به این عوامل بسیار مهم است. واضح دیدن وضعیت خودتان می تواند به شما کمک کند تا تصمیمی بگیرید که از خطر دورتان کند. کمک گرفتن از یک متخصص در مراقبت های سلامت روان (روانشناس یا روانپزشک) نیز ممکن است به شما کمک کند ابزاری برای برداشتن گامهای بعدی داشته باشید.
- انکار به عنوان یک فرایند دفاعی
وقتی چیزی را انکار میکنید ، ذهنتان سعی میکند از شما در برابر احساسات ناراحت کننده و رنجآور محافظت کند. انکار یک پاسخ بقا در مقابل رنج است. با این فرایند؛ اگر عامل رنج را نمی بینید ، پس ممکن است بر شما تأثیر نگذارد. اما میدانیم که اینگونه نیست.
انکار می تواند در بسیاری جهات آشکار شود. به عنوان مثال ، ممکن است باور داشته باشید که “سوءاستفاده هرگز برای شما اتفاق نمی افتد.” در نتیجه ، برای برخی از رفتارهای همسرتان اسامی یا توضیحات دیگری میآورید. به عبارت دیگر ، شما ممکن است عاشق شریک زندگی خود باشید و در کنار او بمانید، زیرا باور نمیکنید این اتفاق هرگز برای شما رخ میدهد.
مردانی که در روابط مورد سوءاستفاده قرار میگیرند به احتمال بیشتری مستعد انکار هستند. در حقیقت ، برخی مطالعات نشان می دهد که مردان معمولاً بیشتر از زنان در روابط سوءاستفادهگرایانه میمانند. و هنگام افشای این موضوع برای خانواده ، دوستان یا مقامات مسئول، اغلب با تمسخر ، بی تفاوتی یا شوک روبرو می شوند. مجموعهای از عوامل اجتماعی و روانشناختی ، احتمال اینکه شما را به سمت حالتی از انکار سوق دهد که در آن ناخواسته قرار گرفتن در رابطهای که در آن مورد سوءاستفاده قرار میگیرید را نادیده بگیرید بیشتر میکند.
- چرخهی سوءاستفاده
گاهی اوقات سوءاستفاده در روابط عاشقانه در چهار مرحله مشخص رخ میدهد که از آن با عنوان «چرخه سوءاستفاده» یاد می شود.
این مراحل عبارتند از:
- تنش ایجاد می شود و ممکن است شریک زندگی سوءاستفادهگر نشانه هایی از خشم و ناامیدی را نشان دهد.
- حادثه سوءاستفاده عاطفی ، جسمی یا جنسی رخ می دهد.
- فرایند آشتی پس از حادثه سوءاستفادهگرانه آغاز می شود و شریک زندگی سوءاستفاده کننده عذرخواهی کرده یا سعی می کند رفتار خود را توجیه کند.
- حالت آرامش در مرحله چهارم شروع می شود و فرد سوءاستفاده کننده ممکن است جملاتی مانند “هرگز تکرار نمی شود” را بگوید.
اگرچه این چرخه با همه شرایط و افراد متناسب نیست، اما ممکن است این دو قسمت آخر باشد که شما را به ادامه تجربه احساسات خوب خود نسبت به شریک زندگیتان سوق دهد.شما اغلب مواردی را که درباره او دوست دارید و اینکه چقدر رابطه شما وقتی رفتار او خوب است متقاوت به نظر میرسد را به یاد میآورید.همچنین این امر می تواند به طور موقت شما را از برنامه های احتمالی برای خروج از رابطه دلسرد کند.
- اختلالات شخصیت یا سبک دلبستگی
قرار گرفتن در معرض سوءاستفاده هرگز تقصیر شما نیست. هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی مستحق آسیب دیدن باشد و اگرچه هیچ چیز انجام این گونه برخورد را توجیه نمی کنید ، اما برخی شرایط بهداشت روانی وجود دارد که احتمال دارد شما را به شکل ناهشیار درگیر این نوع روابط کرده و عاشق یک فرد سوءاستفاده کننده شوید یا شما را در رابطه نگه دارد.
تحقیقات نشان می دهد که برخی از انواع اختلالات شخصیت، احتمال سوءاستفاده از زنان در رابطه را بیشتر میکند. اینها شامل اختلالات شخصیت اسکیزوئید ، اجتنابی ، مرزی و وابسته است. برخی از علائمی که احتمال دارد در این شرایط ظاهر شوند شامل عزت نفس پایین، وابستگی و تسلیم شدن هستند.
اگرچه این موارد برای همه صادق نیست. هر فردی هم که عاشق یک شریک زندگی سوءاستفاده کننده است ،لزوما یک اختلال روانشناختی ندارد. آسیب های دوران کودکی و داشتن سبک دلبستگی ناایمن نیز شانس شما را برای ایجاد ارتباط و ماندن در یک رابطه عاشقانه با فردی سوء استفادهگر افزایش دهد.
- تاکتیکهای دستکاری روانشناختی فرد سوءاستفاده کننده
برخی از افراد سوءاستفاده کننده در رابطه ممکن است از تاکتیک های دستکاری روانشناختی استفاده کنند که می تواند شما را در مورد احساسات خود و آنچه باید دنبال کنید دچار احساس عدم قطعیت و سردرگمی کنید. به عنوان مثال ، برخی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است با بازی های روانشناختی خود، که باعث می شوند شما عاشق آنها شوید و به آنها احساس وابستگی کنید، سردرگم کنند. همچنین احتمال دارد آنها در برخی مواقع نقش قربانی را بازی کنند ، که می تواند حس همدلی و شفقت شما را تحریک کند.
همچنین تاکتیک هایی ، مانند چراغ گاز یا فرافکنی، می توانند شما را از نسبت به خود و احساساتتان مردد سازد. این مسائل درک اینکه چرا شما عاشق کسی هستید که آزارتان می دهد را دشوار میکند.
- مهربانیهای کوچک زودگذر
چرخه سوءاستفاده می تواند غیرقابل پیش بینی باشد. ممکن است متوجه شوید که همسرتان یک روز دلسوز و عاشق و روزی دیگر بی تفاوت یا بدرفتار است .
در برخی موارد احتمال دارد، یک همسر سوءاستفاده کننده رفتارهای کوچک مهربانانه از خود نشان دهد.اگر شما دوران سختی را پشت سر گذاشته اید، این رفتارها نوید تغییر تازهای را میدهد. در واقع ،بیشتر این اعمال بزرگتر از آنچه هستند به نظر میرسند، زیرا بسیار نادر اتفاق می افتند. بعلاوه ، آنها سرابی از امید را ایجاد میکنند که وعدهی تغییرات نزدیک و بزرگ را میدهد. گاهی اوقات ممکن است، این مهربانیها شما را مجبور کند که توانایی شریک زندگی خود به ارائه عشق و محبت را مورد تائید قرار دهید ، و این میتواند شما را مجبور کند عاشق آن جنبه بمانید.
- ناهماهنگی شناختی
وقتی باورها و تجربیات شما با هم مطابقت ندارند ، احتمالا احساس ناراحتی میکنید. طبیعی است که بخواهید از چنین ناراحتی جلوگیری کنید. به همین دلیل است که یک واکنش طبیعی در برابر سوءاستفاده انجام رفتارها یا فعالیتهایی است که این احساس را به حداقل برساند. این پاسخ از فردی به فرد دیگر متفاوت است. در حالی که برخی افراد برای جلوگیری از ناراحتی، موقعیتی که در آن هستند را ترک می کنند، دیگری آن را نادیده گرفته ، توجیه یا منطقی سازی میکند. این اقدامات ممکن است فاصله گرفتن از عشقی که نسبت به شریک زندگی خود احساس می کنید را دشوارتر سازد. به عنوان مثال ، منطقی کردن برخی رفتارهای سوءاستفادهگرایانه شریک زندگیتان با این عنوان که “آنها دوران کودکی سختی داشتند” احتمال دارد شما را مجبور کند تا بر احساس بدی که آنها تجربه میکنند تمرکز کنید و نه احساسی که شما نسبت به آن رفتارها دارید.
- صبر کردن برای قدرت شفابخش عشق
اگر بتوانید به تجربیات شریک زندگی خود رجوع کنید، نقش همدلی خودتان در رابطه را خواهید دید. این بدان معناست که شما میخواهید نقش شفادهنده یا نجاتبخش را بر عهده بگیرید و از شریک زندگی خود مراقبت کنید. همچنین ممکن است فکر کنید که اگر بیشتر تلاش کنید یا آنها را بی قید و شرط دوست داشته باشید ، تغییر خواهند کرد.
اگرچه همدلی و شفقت در تعاملات انسانی بسیار مهم است ، با فرض نقشی که در بالا توصیف شد این همدلی – به ویژه هنگامی که شما آسیب دیدهاید – ممکن است باعث ماندن شما در موقعیتی باشد که در آن متضرر خواهید شد.
اگرچه تغییر امکان پذیر است ، اما صرفا به شما بستگی ندارد. شریک زندگی شما باید بخواهد تغییر کند و اقدامات عملی لازم است تا این تغییر را به وجود آورد. این اقدامت عملی اغلب به معنای درخواست کمک حرفه ای و مشارکت در درمان طولانی مدت است.
- سندرم استکهلم
اگر شما در حال تجربه نوعی پیوند تروماتیکی باشید که به سندرم استکهلم معروف است، این قضیه یکی از توضیحهای محتمل درباره این سوال است که چرا احساس می کنید تا این حد به شریک سوءاستفاده کننده خود نزدیک هستید.
این واکنش روانشناختی نام خود را از حادثه ای در سال 1973 گرفت که در آن دو سارق کنترل یک بانک در استکهلم سوئد را در دست گرفتند. آنها چهار گروگان را بیش از ۶ روز نگه داشته ، تهدید و مورد آزار قرار دادند. با این حال ، هنگامی که گروگان ها نجات یافتند ، از سارقها حمایت کردند. بعداً یک گروگان زن با یکی از آنها نامزد کرد و یکی دیگر هم برای پرونده دفاع از آنها پول جمع آوری کرد.
از آن زمان ، این واژه برای توصیف ارتباط و پیوند روانشناختی مورد استفاده قرار می گیرد که احتمال دارد بین “سوء استفاده کنندگان” و “قربانیان سوء استفاده” ایجاد شود. این پاسخ در هر موقعیت یا روابط سوءاستفادهگرایانهای اتفاق نمی افتد. برای کارشناسان هنوز بطور کامل روشن نیستند که چه عواملی در ایجاد این پیوند دخیل هستند. اما این مسئله نشان می دهد که در برخی شرایط ، ممکن است پیوندی قوی بین شخصی که صدمه می زند و شخصی که صدمه دیده است ایجاد شود.با توجه به تفاوت در مواردی که این نشانگان را تجربه کردهاند، پژوهشگران فهرست یکسانی از ویژگیها را ارائه ندادهاند. با این حال میتوان برخی از آنها را به این شکل برشمرد:
- احساسات مثبت قربانی به گروگانگیر یا زندانبان
- احساسات منفی قربانی به خانواده، دوستان و مقاماتی که سعی در نجات آنها دارند و موفق هم میشوند.
- پشتیبانی از دلایل و رفتارهای گروگانگیر
- رفتارهای حمایتی قربانی در زمان کمک به زندانبان

